
آنها یک موجود بی ترس به این دنیا میآیند، راحت میتوانند با آتش بازی کنند و نترسند.
کودکی که با عشق به دنیا میآید، ولی ما ترس را به آنها تحمیل میکنیم.
ما انسانهای بزرگ و رشد یافته، آنها را ترسو میکنیم و اعتماد به نفس و جرات را از آنها گرفته به سردرگمی میکشانیم.
بیاییم به آنها اعتماد به نفس بدهیم، شجاعت بدهیم و از خطرات اصولی و حساب شده آگاهیشان کنیم.
وقتی کودک اشتباه کرد او را نترسانیم، تهدید نکنیم، تنبیه نکنيم حتی سرزنش نکنيم.
علت خطا یا اشتباه او را دوستانه و آرام جویا بشویم. صد در صد صدای آرام و قاطع برای آنها کافيست.
بچهها از سن هفت سالگی به بعد مغزشان مثل کامپیوتر همه چیز را ذخیره میکند. فکر میکنیم اگر از کوره در برویم و او را دعوا کنیم و مقایسه با کودکان کنیم تاثیری در او نخواهد گذاشت.
در صورتی که اینگونه نیست. واژههایی که ما هنگام عصبانیت به کار میبریم بیشترین اثر را در ذهن او خواهیم گذاشت. آنچنان در ذهن او میماند که باور میکند حتما همین گونه است.
ذهن بچهها به طور قابل ملاحظهای تحت تاثیر عبارتهایی است که ما آنها را خطاب میکنیم.
پیامی که بزرگسالان در قالب چنین جملاتی به بچههایمان میدهیم، در ضمیر ناهشیارشان ثبت میگردد.
پس در این موارد باید مراقب نحوه صحبت کردن و کلماتی که به کار میبریم باشیم.