
اغلب مردم تقریبا به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند.
در واقع آنچه که در زندگی برای ما رخ میدهد آنقدرها تعیین کننده شادی ما نیست و این میشود که رخ دادهاست نقش تعیین کننده دارد.
فردی که تازه کارش را از دست داده است ممکن است این پیشامد را به فال نیک بگیرد.
پیشامدی که میتواند منجر به بروز موقعیتی تازه برای یک تجربه شغلی جدید، کشف قابلیتهای تازه و محک زدن استقلال او در محیط کار شود.
یا ممکن است تصمیم بگیرد که زندگی را با خودکشی به پایان برساند و به قول خودش مشکل را تمام کند.
بنابراین در برابر یک موقعیت یکسان قرار دارند. یا ممکن است به وجد بیاید و یا اقدام به خودکشی کند.
به هر حال این ما هستيم که تصمیم میگیریم که در زندگی چگونه تحتتأثیر قرار بگيريم و کنترل روانی خود را از دست ندهیم.
باید نفس عمیقی بکشیم و بگوییم این هم یک تجربه هست، برای هر تغييرات زود خسته و ناامید نشویم.
گاهی وقتا زندگی کمی بیش از اندازه برایمان دشوار میشود، شاید بهتر باشد برای مدتی ذهنمان را آزاد بگذاریم و استراحتی به خود بدهیم.
و از تجربه های تازه استقبال کنیم. نه این که بترسیم و ناامید بشویم.