چگونه مطمئن شویم که فرزندانمان از ما موفق تر می شوند؟"راز تربیت فرزندان موفق چیست؟ به همان اندازه که روی افزایش بهره هوشی آنها تمرکز می کنید،روی موارد دیگر از جمله تقویت حس شادی و رفاه آنها نیز تمرکز کنید". مانند بسیاری از والدین دیگر، دنیس رایان که در سمت مشاور مالی مشغول به کار می باشد، دارای دو دختر با شخصیت هایی کاملاً متفاوت است.فرزند اول او "اما" که ۱۸ سال سن دارد، دختری درونگرا و روشنفکر است. نقطه مقابل اما،آنی ۱۵ ساله دختر کوچک رایان است.آنی...
ala navah ۱ سال پیش
۰۰

"راز تربیت فرزندان موفق چیست؟ به همان اندازه که روی افزایش بهره هوشی آنها تمرکز می کنید،روی موارد دیگر از جمله تقویت حس شادی و رفاه آنها نیز تمرکز کنید".

مانند بسیاری از والدین دیگر، دنیس رایان که در سمت مشاور مالی مشغول به کار می باشد، دارای دو دختر با شخصیت هایی کاملاً متفاوت است.فرزند اول او "اما" که ۱۸ سال سن دارد، دختری درونگرا و روشنفکر است. نقطه مقابل اما،آنی ۱۵ ساله دختر کوچک رایان است.آنی دختری بسیار اجتماعی است و در میان دوستانش از قدرت مدیریت و رهبری بسیار خوبی برخوردار است. رایان به شخصیت های متضاد دخترانش همزمان با بزرگ شدن آنها توجه زیادی کرده است.او توانسته است الهام بخش دخترش اما برای شرکت در فعالیت‌های خیریه باشد، در حالیکه دختر کوچکش آنی را تشویق کرده است تا از قدرت مدیریت و رهبری بالایش برای رهبری و تعامل مثبت و سازنده در میان دوستانش استفاده کند.سبک فرزند پروری رایان نمونه بارز آن چیزی است که "فرزند پروری مبتنی بر قدرت" نامیده می شود،یعنی رویکردی که در آن والدین به جای تمرکز روی رفع عیوب و نقطه ضعف های فرزندانشان،انرژی خود را بر روی تقویت توانایی ها و ویژگی های مثبت آنها متمرکز می کنند. درستی این رویکرد هنوز کاملا اثبات نشده است، اما تعداد انگشت شماری از مطالعات علمی در مورد این رویکرد نشان داده اند که به کارگیری آن می‌تواند به کودکان کمک کند تا در بزرگسالی افراد موفق تری بشوند. بسیاری از والدین بدون آنکه بدانند رویکرد فرزند پروری مبتنی بر قدرت را در تربیت فرزندان خود به کار می‌گیرند. اکثر والدین بر این باورند که بهترین راه برای پیشرفت و موفقیت روز افزون فرزندان، رفع ایرادها و نقطه ضعف های آن ها است، در حالیکه به جای این کار بهتر است والدین روی کشف و تقویت استعدادها و ویژگی‌های مثبت فرزندان تمرکز کنند.مثلا اگر بچه ای در ریاضیات عملکرد خوبی ندارد اما در ادبیات عملکردی مطلوب دارد، بهتر است والدین به جای سرزنش وی برای عملکرد ضعیفش در ریاضیات، با تشویق او به نوشتن داستان‌های کوتاه استعداد وی را در نویسندگی تقویت کنند.اغلب اوقات والدین تصور می کنند که اگر تمام تلاش خود را برای از بین بردن ایرادها و نواقص موجود در فرزندانشان به کار بگیرند کار درستی انجام می دهند و از این طریق می توانند به پیشرفت و موفقیت فرزندانشان کمک کنند،در حالیکه آنها با این کار نه تنها فرزندان خود را سرکوب می کنند، بلکه باعث پایین آمدن عزت نفس و اعتماد به نفس در آنها می شوند.به جای این کار بهتر است والدین بیشتر به تقویت ویژگی های مثبت و سازنده ای که به طور طبیعی در فرزندان وجود دارند بپردازند. اگرچه به کارگیری روش فرزندپروری مبتنی بر قدرت به منظور تربیت فرزندانی آگاه و سازگار بسیار ضروری است، با این حال بیشتر والدین همواره تمایل دارند که فرزندانشان افرادی باهوش تلقی شوند. اگرچه تربیت فرزندان باهوش و زرنگ مسأله ای مهم است، اما کافی نیست. از سوی دیگر پرورش مواردی چون شادی، خلاقیت،توانایی برقراری روابط اجتماعی و... در فرزندان مهم تر از آن است که آنها بتوانند پایتخت هر کشور را نام ببرند. به نظر می رسد معنای موفقیت چیزی فراتر از آماده کردن فرزندان برای خواندن، نوشتن و یادگیری دروس تئوریک باشد. روبرتا می چین یکی از نویسندگان کتاب "درخشان شدن" می‌گوید:" ما باید واژه هوش را دوباره تعریف کنیم. اگرچه والدین می خواهند فرزندانشان در مطالعه درس های خود و نیز انجام تکالیفشان عملکرد مطلوبی داشته باشند، اما این مسأله به خودی خود کافی نیست. ما می‌خواهیم والدین متوجه این مسأله بشوند که هیچ ایرادی ندارد که فرزندانشان در مطالعه درس های خود و انجام تکالیفشان موفق باشند و در کنار آن به انجام فعالیت های غیردرسی و متفرقه نیز بپردازند. باهوش بودن هرچقدر هم که مهم باشد لزوما به این معنا نیست که فرد در بزرگسالی حتماً زندگی شاد و مطلوبی خواهد داشت". آموزش تأثیر گذار و واقعی زمانی صورت می‌گیرد که همه استعدادها و توانایی هایی که در فکر و ذهن دانش آموزان وجود دارند کشف شوند.از طرف دیگر یادگیری مواردی که به طور مرسوم تحت عنوان" مهارت های نرم" شناخته می‌شوند، برای یک فرد در زندگی و تحصیل بیش از هر چیز دیگری مهم هستند. همه بچه ها برای دستیابی به شادکامی و موفقیت در زندگی شان به یادگیری این مهارت ها نیاز دارند تا بتوانند به افرادی متفکر، باهوش و موفق تبدیل شوند.

یکی از رایج ترین مشکلاتی که جامعه امروزی را آزار می‌دهد، فرهنگ "تک پاسخی بودن" انسان ها است که فرهنگ و باوری اشتباه است.مثلا یک کودک مبتلا به اختلال نارساخوانی ممکن است در آزمون های استعداد تحصیلی به نحوی نامطلوب عمل کند،اما از سویی دیگر ممکن است او برخی از توانایی های دیگری که در شخصیت افراد نارساخوان وجود دارند مانند خلاقیت و هوش هیجانی بالا را از خود نشان دهد. ما باید به کودکان بیاموزیم که راه‌های متعددی برای باهوش بودن وجود دارد.هیریش پاسک می گوید:" باید به کودکان خردسال اجازه دهیم که به جستجو و اکتشاف بپردازند".او بر اهمیت این موضوع تاکید می کند و معتقد است که همین مسأله ممکن است باعث شود یکی از همین کودکان در آینده دست به اختراعی جدید بزند و یا راهی نوین را برای درمان سرطان کشف کند.از سوی دیگر ما می توانیم با این کار به آن ها کمک کنیم تا مجموعه ای از مهارت های منحصر به فرد خود را تقویت کنند.کودکان با نگرش" من می توانم هر کاری را انجام دهم" وارد مقطع پیش دبستانی می شوند و اگر نتوانند در این مرحله پیشرفت کنند معمولاً دیگر برای پرورش استعدادها و مهارت های خاص خود تلاش نمی کنند.

عامل شادی

توجه به ویژگی های مثبتی که در شخصیت فرزندان وجود دارند و بیان این مسأله به آنها که هیچ ایرادی ندارد اگر اشتباه کنند و شکست بخورند و نیز آموزش مهارت های لازم به منظور بالا بردن بهره هوشی آنها بسیار مهم است، اما مهمترین ویژگی و ضروری ترین مولفه برای تربیت فرزندان اطمینان از شاد بودن آنها است. تربیت فرزندان با اصول روانشناسی مثبت و پرورش آنها با یک روحیه شاد در هر زمان، مسأله ای مهم برای فرزند پروری موثر است. شان اکور روانشناس مثبت اندیش در کنفرانس آموزش مثبت‌گرا در این باره گفته است:" داشتن طرز تفکر مثبت یکی از بزرگترین آموزش هایی است که می توانیم به هر شخصی بدهیم". وی در ادامه گفته است:" من فکر می کنم که ما به عنوان افراد جامعه از شاد بودن می ترسیم، مردم فکر می‌کنند اگر خوشحال باشند به اندازه کافی برای دستیابی به موفقیت انگیزه نخواهند داشت. اما با تشویق و حمایت مثبت از کودکان در طول فرآیند یادگیری، آنها می‌توانند به سطوح بالاتری از شادی برسند و همچنین در مطالعه درس های خود و انجام تکالیفشان عملکرد بهتر و موفق تری داشته باشند".شان اکور در ادامه می گوید: "یکی از راه هایی که به وسیله آن ها می توانیم به فرزندانمان کمک کنیم این است که طرز فکر آن ها را در این مورد که اگر بیشتر تلاش کنند در زندگی شان موفق تر و خوشحال تر خواهند بود در آنان تغییر دهیم و به جای آن این نگرش را به آن ها بیاموزیم که اگر شادمان و تندرست باشند در این صورت خواهند توانست در زندگی شان بیشتر به کار و تلاش بپردازند و در این صورت موفق تر و خوشحال تر خواهند بود. بالاخره اینکه ما نمی توانیم از بروز برخی از ناکامی های احتمالی که فرزندانمان در آینده با آنها مواجه می‌شوند جلوگیری کنیم، اما می توانیم به آن ها مهارت هایی را بیاموزیم که به آنها کمک می کنند بدون توجه به آنچه در پیرامون شان اتفاق می افتد انعطاف پذیر باشند و بتوانند به پیشرفت خود ادامه دهند و با چالش‌های موجود در زندگیشان کنار بیایند.

www.success.com

۰۰
نظرات (0)
.
برای استفاده از مطالب پُل+، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وب‌سايت نیز برای شرکت پُل+ است.