
جوانی در اتاق زیر شیروانی خانهی پدربزرگش یک ویولن قدیمی و شکسته پیدا کرد. سیمهای این ویولن پاره شده بودند و چوبش ترک خورده بود. اطرافیانش همگی به او می گفتند که این ویولن بی ارزش است و باید دور انداخته شود. اما چیزی در دلش نجوا می کرد: «به این ویولن یک فرصت دیگر بده.»او هفتهها وقت گذاشت تا ویولن را تعمیر کند،چوبش را صیقل داد، سیمهای تازه به آن بست و با دقت کوکش کرد. سرانجام، یک شب آرشه را روی سیمها کشید و ملودی نرم و زیبایی در اتاق طنین انداز شد. خانوادهاش از این مساله بسیار شگفت زده شدند. همان ویولنی که روزی بی ارزش شمرده میشد، اکنون نوایی می نواخت که همگان را تحت تاثیر قرار می داد.
پیام انگیزشی:
ما هم مثل آن ویولن ترکها و زخمهایی در وجودمان داریم. اما با صبر، مراقبت و ایمان، می توانیم به مظهری از زیبایی و قدرت تبدیل شویم.