از خاک تا معناتحول در سفال و سفالگری در جهان: از خاک تا معنابازگشت به زمین، نگاهی تازه به سنتسفال، کهن‌ترین زبان بشر برای سخن گفتن با ماده است. از نخستین ظرف‌های ساده‌ی تمدن‌های باستان تا آثار مفهومی معاصر، خاک همیشه واسطه‌ای میان انسان و جهان بوده است.اما آنچه در دهه‌های اخیر رخ داده، دگرگونی عمیقی در نگاه به سفالگری است. سفال دیگر تنها ابزار کار یا تزئین نیست، بلکه به بیانی فلسفی، هنری و مفهومی بدل شده است؛بیانی که از فرم کاربردی به فرم اندیشمندانه گذر کرده است.در این مسیر، هنرمندان معاصر در سراسر جهان، با ...
Tara Yousefi ۸ ماه پیش
۰۰

تحول در سفال و سفالگری در جهان: از خاک تا معنا

بازگشت به زمین، نگاهی تازه به سنت

سفال، کهن‌ترین زبان بشر برای سخن گفتن با ماده است. از نخستین ظرف‌های ساده‌ی تمدن‌های باستان تا آثار مفهومی معاصر، خاک همیشه واسطه‌ای میان انسان و جهان بوده است.

اما آنچه در دهه‌های اخیر رخ داده، دگرگونی عمیقی در نگاه به سفالگری است. سفال دیگر تنها ابزار کار یا تزئین نیست، بلکه به بیانی فلسفی، هنری و مفهومی بدل شده است؛

بیانی که از فرم کاربردی به فرم اندیشمندانه گذر کرده است.

در این مسیر، هنرمندان معاصر در سراسر جهان، با حفظ ریشه‌های سنتی، مفاهیم فرهنگی و زیباشناسی جدیدی را به هنر خاک وارد کرده‌اند. سفال امروز، نه فقط ساخته‌ی دست، بلکه زاده‌ی ذهن است.

از کارکرد تا مفهوم: دگرگونی در فلسفه‌ی سفال

در قرن بیستم، سفال‌گری از هنر تزئینی به هنر تجسمی ارتقا یافت.

این تغییر با هنرمندانی چون برنارد لیچ (Bernard Leach) در بریتانیا آغاز شد؛ کسی که با ترکیب فلسفه‌ی ژاپنی وا‌بی-سابی (زیبایی در سادگی و ناپایداری) با سنت سفال غربی، مسیری تازه گشود.

در آثار او، هر ظرف حامل نوعی مراقبه بود — نه برای استفاده، بلکه برای اندیشیدن.

در دهه‌های بعد، هنرمندانی چون لوسی ری (Lucie Rie) و هانس کوپر (Hans Coper) فرم را از تابعیت کارکرد رها کردند.

آثارشان میان مجسمه و ظرف در نوسان بود؛ حجم‌هایی مینیمال، بی‌تزیین، با ریتمی درونی که به موسیقی شباهت داشت.

آن‌ها نشان دادند که سفال می‌تواند «بیانگر» باشد، نه فقط «کاربردی».

سفال معاصر: گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و مواد

در دهه‌های پایانی قرن بیستم، سفالگری وارد قلمروی جهانی شد.

در ژاپن، نسل جدید هنرمندان از سنت شینو و بیزن فاصله گرفتند و ترکیب‌های جدیدی از خاک و لعاب را آزمایش کردند.

یویچی یوشیزاوا (Yoichi Ohira)، با بهره‌گیری از رنگ‌های درخشان و فرم‌های غیرمتقارن، بین سنت ژاپنی و طراحی مدرن ایتالیایی پلی زد.

در آمریکا، بیتر رودن (Beatrice Wood)، شاگرد جنبش دادا، با لعاب‌های رنگین‌کمانی و فرم‌های اغواگر، نگاه طنزآمیز و شاعرانه‌ای به سفال داشت.

در فرانسه، ژان گیوونو (Jean Girel) با الهام از سفال چینی سانگ، سطح لعاب را به بوم نقاشی بدل کرد؛ جایی میان نقاشی، علم و تصوف.

در کشورهای اسکاندیناوی، به‌ویژه دانمارک و فنلاند، هنرمندانی چون کایا پیترسون (Kaja Paetsch) و تابیوک کلملا (Tapio Wirkkala) سفال را به زبانی از طبیعت تبدیل کردند —

زبان خط، بافت و سکوت.

سفال به‌مثابه مجسمه: مرزهای نو در قرن ۲۱

در هنر معاصر، سفال به قلمرو مجسمه‌سازی، چیدمان و هنر مفهومی گسترش یافته است.

هنرمندانی چون گرِیس تانن (Grayson Perry) در بریتانیا، با ترکیب نقوش سنتی و مفاهیم اجتماعی، سفال را به رسانه‌ای برای روایت فرهنگی تبدیل کردند.

ظرف‌های او پر از طنز، نقد طبقاتی و دغدغه‌های هویتی‌اند؛ گویی تاریخ اجتماعی انگلستان بر سطح لعاب نقش بسته است.

در آمریکا، بیِتی وودمن (Betty Woodman) فرم کوزه را از کارکرد تهی و به فضای نقاشی نزدیک کرد.

او در آثارش از لعاب همچون رنگ استفاده می‌کرد و ترکیب حجم و سطح را به گفت‌وگویی میان دو هنر بدل ساخت.

در چین، آی وی‌وی (Ai Weiwei) با استفاده از کوزه‌های تاریخی و بازتولیدشان، به نقد مفهوم «میراث» و «ارزش» پرداخت.

او در یکی از آثارش، کوزه‌ای از دوران هان را رها می‌کند تا بر زمین بشکند؛ حرکتی که در ظاهر ویرانگر است، اما در معنا، اعتراض به تقدیس بی‌چون‌وچرای گذشته است.

در ایران نیز، در سال‌های اخیر نسل تازه‌ای از هنرمندان با استفاده از سفال به سراغ بیان مفاهیم معاصر رفته‌اند.

آثاری که در آن خاک، نه تنها ماده‌ی سنتی، بلکه استعاره‌ای از ریشه، حافظه و باززایی است.

فناوری، فلسفه و فرم: چهره‌ی نوین سفال

در عصر دیجیتال، سفال‌گری از کارگاهی سنتی به حوزه‌ی طراحی دیجیتال و چاپ سه‌بعدی گسترش یافته است.

طراحانی چون جون لی (Joon Lee) در کره جنوبی و مایا هاف (Maya Huff) در آمریکا با ترکیب فناوری 3D Printing و مواد طبیعی، فرم‌هایی می‌سازند که میان طبیعت و الگوریتم در حرکت‌اند.

اما در دل این فناوری نیز، همان روح دیرینه‌ی سفال باقی است:

تماس دست با خاک، و تبدیل ماده به معنا.

چه در چرخ سفال سنتی و چه در چاپگر سه‌بعدی، سفال همچنان تجسم لحظه‌ای انسانی است — لحظه‌ی خلق از دل زمین.

خاک، حافظه‌ی دست

تحول سفال در جهان معاصر، داستانی است از بازتعریف رابطه‌ی انسان با ماده، زمان و فرهنگ.

سفال دیگر در قفسه‌ها نمی‌ماند؛ به موزه‌ها، گالری‌ها و فضاهای مفهومی آمده است.

از آثار شاعرانه‌ی لوسی ری تا چیدمان‌های سیاسی آی‌وی‌وی، از خطوط ارگانیک السا پرِتی تا سفال‌های الگوریتمی قرن بیست‌ویکم، همه به یک معنا بازمی‌گردند:

بازگشت به خاک، اما با چشمی تازه.

در روزگاری که مواد مصنوعی جهان را احاطه کرده‌اند، شاید سفال یادآور این حقیقت باشد که زیبایی هنوز در دست انسان است —

در تماس با زمین، در صدای چرخ، و در درخشش ساده‌ی لعاب بر خاک خام.

۰۰
نظرات (0)
.
برای استفاده از مطالب پُل+، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وب‌سايت نیز برای شرکت پُل+ است.