
منابع آب در کل جهان درحال محدودترشدن هستند. خشکسالی در کمین همه مردم جهان است و کمبود آب درحال تبدیلشدن به اصلیترین چالش توسعه پایدار در جهان است؛ چالشی که قرار است هرروز بیش از دیروز مردم جهان را تحت فشار قرار دهد؛ جمعیتی که هرلحظه بزرگتر میشود، استانداردهای زندگی آن بالاتر میرود، رژیم غذاییاش تغییر میکند و نیاز به آب بیشتری دارد اما آب به شدت کم است. محققان و پژوهشگران براین باورند که جنگ آینده در دنیا بر سر منابع آبی خواهد بود و قرن 21 جنگ آب خواهیم داشت.
ایران هم مانند بسیاری از کشورهای جهان با بحران آب روبرو است. اگر دو، سه دهه پیش در دل کویر ایران در ماههای دی و بهمن و اسفند و حتی گاهی اوایل فروردین برف میبارید، در کوچه و پس کوچهها صدای برف پاروکنها به گوش میرسید، مدرسه ها به خاطر بارش شب تا صبح برف تعطیل میشد، پا را که از خانه بیرون میگذاشتید، تا زانو در برف فرو میرفت، زمین یخ میزد و باید حواستان را جمع میکردید که موقع راه رفتن لیز نخورییداما باز هم سر می خوردید و … اما خیلی زود همه اینها به نوستالژی تبدیل شدند. چقدر زود باریدن برف آرزو شد و بچههای امروزی چقدر دلتنگ برف و آدم برفی هستند. چقدر زود ناقوس خشکسالی و بحران کم آبی دامان ما و دیگر کشورها را گرفته است. امروز ایران هم بیش از هر زمان دیگری کم آب است و به گفته کارشناسان با میزان بارندگی سالانه حدود یک سوم میانگین جهانی در بین۱۱۶ کشور جهان رتبه چهاردهم را از نظر بحران آب دارد. اما این فقط مربوط به ایران نیست.
تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین باعث شده ۴۵ کشور جهان از جمله کشورهای اروپایی و آمریکایی در معرض خشکسالی قرار بگیرند، گزارش نهادهای بین المللی و مراکز پژوهش جهانی نشان می دهد ۴۵ کشور جهان در معرض خشکسالی هستند که نه فقط در کشورهای آفریقایی و آسیایی، بلکه در کشورهایی که شاید فکرشان را هم نمیکردیم مانند استرالیا، ایتالیا، اسپانیا و حتی آمریکا نمود بیشتری دار، چراکه ناسا اعلام کرد: ۴۵ کشور جهان در ۳۰ سال آینده در معرض خشکسالی هستند و این خشکسالی ۳۰ تا ۳۵ سال طول میکشد.
محققان انستیتوی منابع جهان با تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به ۱۳ شاخص مرتبط با آب توانستند میزان کم آبی را در سراسر زمین ارزیابی کنند. براساس این بررسیها بیش از یک چهارم جمعیت زمین از جمله مراکز جمعیتی موجود ۱۷ کشور در معرض کمبود شدید آب قرار دارند که ۱۲ کشور از آنها در خاورمیانه و آفریقای شمالی قرار دارند.
قطر، اسرائیل، لبنان، ایران، اردن، لیبی، کویت، عربستان سعودی، اریتره، امارت، سن مارینو، بحرین، هند، پاکستان، ترکمنستان، عمان و بوتسوانا، از جمله کشورهایی هستند که در زمره کشورهای با بحران شدید بیآبی قرار دارند.
براساس مطالعات انجام شده، ایران باید در سال ۲۰۲۵ برای حفظ وضع موجود بتواند ۱۱۲ درصد به منابع آب قابل استحصال خود بیفزاید که این افزایش میتواند از راههای مختلفی از قبیل مدیریت عرضه و تقاضای آب صورت گیرد.
برای مدیریت عرضه و تقاضا ابتدا باید بدانیم مصرف آب روزانه هر فرد چقدر است؟ یک انسان بالغ در تغذیه روزانه به طور متوسط 5/5 لیتر آب، همراه با غذا، نوشیدنی و ... مصرف میکند که همراه با آب مورد نیاز برای مصارف بهداشتی و نظافت حدود ۱۵۰ لیتر در روز خواهد شد. در محلههای مسکونی دارای فضاهای سبز و استخرهای خصوصی، حداکثر مصرف آب دو برابر این مقدار است.
برای تولید لوازم روزمره زندگی نیز مقدار قابل ملاحظهای آب مورد نیاز است و برای تولید مواد غذایی و خوراکیها نیز آب مصرف میشود. به این چند عدد دقت کنید؛ برای کشت نیمکیلوگرم برنج بین ۱ تا 5/2 مترمکعب آب مصرف میشود که از مصرف آب هفتگی یک خانواده متوسط بیشتر است؛ برای کشت یک کیلوگرم گندم، ۹۸۰ لیتر آب و برای رشد یک کیلوگرم سیبزمینی، ۴۹۰ لیتر آب لازم است؛ برای تغذیه گاو و گوسفند و هر آنچه در انتها به تولید مواد گوشتی و لبنیات منتهی میشود، میزان مصرف آب ارقام غیرقابل تصوری است. برای تولید یک همبرگر صدگرمی 3/11 مترمکعب آب و برای یک لیتر شیر بین ۲ تا ۴ مترمکعب آب صرف تهیه خوراک دام میشود. بنابراین برای تولید یک کیلوگرم پنیر ۵ مترمکعب آب لازم است.
اگر فکر میکنید که زنبیل خریدتان از همیشه سنگینتر شده شاید بهتر است که بسته شکر را در مغازه جا بگذارید. برای تولید یک کیلوگرم شکر، ۳۰ مترمکعب آب مصرف شده است. فکر میکنید چگونه میتوان این همه آب را از مغازه تا خانه حمل کرد؟
بله این اعداد قابل تامل است و امروز بیش از هر زمان دیگری باید تامل کنیم. تامل به معنای داشتن زندگی مرتاض گونه نیست بلکه به معنای آگاهانه زندگی کردن است، غفلت نکردن. بیایید از خودمان این سوال را بپرسیم که آیا به همان اندازه که در به هم ریختن طبیعت ماهر هستیم، از عقوبت این به هم ریختگی آگاه و گریزانیم.
رسیدن به این آگاهی که وقتی رودخانهها میخشکند، غلات هم میمیرند؛ تالابها میمیرند؛ سیل نزدیک میشود؛ مهندسین بیشتر بتن مصرف میکنند؛ برای یافتن آب به تکاپو میافتیم و چارهای جز دوبارهاندیشی نداریم، بسیار مفید و راهگشاست.
بنابراین قبل از این که شرایط غیرقابل بازگشت شود، جامعه باید برای بقای خود راهی بیابد. نمایش مرگ آبها شروع شده؛ مرگ پناهگاه طوفانها در شمال نیجریه؛ مرگ زمینهای نیمه مردابی انگلستان؛ مرگ سلامتی پسرک ده ساله هندی که آب آلوده زانوهای او را به هم چسبانده بود؛ مرگ آبهای زیرزمینی که هیچگاه با آب باران جبران نمیشوند؛ مرگ جشنوارههای ماهیگیری در سیلابهای طبیعی که سدها مانع حرکت آزاد ماهیها هستند، مرگ دهکدههای سیستان که بعد از خشکشدن هیرمند و هامون زیر طوفانهای شن انباشته شدند؛ مرگ تالابهای مدن، بزرگترین شبکه مرداب خاورمیانه؛ مرگ دریاچه آرال، چهارمین دریاچه بزرگ نمک دنیا در آسیای مرکزی و هزاران قربانی دیگر که همگی به دستان ما و به خاطر خودخواهیهای ما از بین رفتهاند.
تلقی کنونی در مصرف آب که به هر قیمتی آب را از طبیعت به داخل لولههای فلزی بفرستیم، باید متحول شود. باید یاد بگیریم که با چرخه آب همراهی کنیم، نه این که آن را جابهجا کنیم. باید بدانیم و بفهمیم که موظف هستیم آب را به طبیعت برگردانیم. طبیعت خود به خود از مناطق ماهیگیری نگهداری میکند؛ در مقابل سیل و خشکسالی زمین را حفاظت میکند؛ آلودگیها را پاک میکند. آب برای آبیاری به دشتها میآورد و مناطق توریستی را تازه نگه میدارد. اما نظم و سلامت این سلسله نباید متلاشی شود. اخلاق جدید میگوید که «باید با هر ذره طبیعت همکاری کرد» و لازمه آن یافتن راههایی است که آب را بدون انهدام طبیعت ذخیره کنیم؛ رودخانهها، تالابها و دریاچهها را دوباره اشباع کنیم؛ و در غنای آنها، آب را بدون این که کسی تشنه بماند، بدون جنگ بر سر آب، به اشتراک همگانی بگذاریم. قبل از این که رودخانهها تماماً خشک شوند، باید عجله کنیم.
خوشبختانه در نقاطی از دنیا تحولات به سمت روشهای قبل از انقلاب صنعتی در حال وقوع است. در دشتهای هندوستان آبهای باران موسمی را به آبخیزها میریزند. بارانگیری در ماچاکو کویر را آباد، مردم را سیر و سیلوها را پر از غله کرده است. در لسآنجلس کف خیابانهای آسفالت را به سطوح متخلخلی تغییر میدهند تا باران را در خود بگیرد، سیلها را ناپدید کند و برای شهر آب بیندوزد. در اروپا روشهای بارانگیری در شهرها اجرا میشود. در عراق اهالی بینالنهرین به تالابها برمیگردند تا سدهای صدام را پایین بیاورند، کانال زهکشی را مسدود کنند و تالابها را دوباره بسازند. در هر حال سیاست هرچه میخواهد باشد، آب منتظر نمیماند.