
زن ایرانی در خط مقدم نوآوری دارویی اروپا؛
آیدا شاعف [IS1] از چالشها، جسارت و امید میگوید
در جهانی که هنوز رد پای تبعیض جنسیتی در صنعت، علم و سیاست به چشم میخورد، زنانی هستند که نهتنها تسلیم نمیشوند، بلکه در خط مقدم تغییر میایستند. آیدا
شاعف کارآفرین ایرانیتبار ساکن آلمان، یکی از همین زنهاست؛ زنی که با هوش، اراده و نوآوری، نهتنها در حوزه درمان بیماریهای نادر خوش درخشیده، بلکه نگاه
بیزینسانجلهای اروپایی را به سمت خود جلب کرده است. او با تیمی بینالمللی از محققان و متخصصان، در تلاش است تا دارویی را برای یک بیماری خاص که
درمان مشخصی ندارد، به مرحله تولید برساند. دارویی امیدبخش برای درمان سرطان. در این گفت وگو درباره مسیر پر فراز و نشیبش، چالش های علم و اخلاق
اجتماعی، تاثیر سیاست بر علم پزشکی، شفافیت در ارائه اطلاعات به عموم جهان در موضوع مهمی چون کرونا گفتگو کردیم. گفتگویی که برای خود ماهم چالشی و
سوال برانگیز بود مثلا اینکه برای پزشکان و داروسازان علم و اخلاق مهم تر است یا پول و ثروت؟ جان موجودات و نوع بشر مهم است یا کشفیات و دریچه های جدید
علمی؟ در خلال صحبت هایمان بارها حس شک و تردید به علم را تجربه کردیم اما نهایتا آیدا شاعف در مقام یک مصاحبه شونده عادل و عالم با در نظر گرفتن همه
جوانب علمی، حقوقی، اخلاقی و اجتماعی پاسخگوی ابهامات و سوالاتمان بود.
برای مخاطبان ما خودتان را بهطور کامل معرفی میکنید؟ لطفاً بفرمایید از کجا شروع کردید، چه مسیری را طی کردید و اکنون در چه نقطهای ایستادهاید.
آیدا شاعف هستم، ۳۵ سال دارم. در مشهد به دنیا آمدم اما در تهران بزرگ شدم. در یک خانواده کاملاً معمولی و متوسط رشد کردم. از همان دوران کودکی یک
موضوع در خانواده ما همیشه مشخص و قطعی بود و آن اینکه اگر کسی میپرسید «علم بهتر است یا ثروت؟» (خنده) ، پاسخ همیشه «علم» بود.
وقتی ۱۵ ساله بودم، پدرم را از دست دادم و شرایط خانواده خیلی سخت شد. مادرم، زنی تنها با سه دختر، تلاش میکرد طبق عرف رایج میان خانوادههای ایرانی، برای
ما خانهای تهیه کند تا آیندهمان را از این طریق تضمین کند اما من که آن زمان ۱۸ ساله بودم، به مادرم گفتم که نمیخواهم برای من خانه بخری یا من را از لحاظ مالی
اینگونه تأمین کنی. از او خواستم شرایط تحصیل مرا در خارج از کشور تا پایان مقطع کارشناسی تضمین کند و گفتم اگر قرار باشد در آینده به جایی برسم، قطعاً خودم
تواناییاش را دارم.
با کمال ناباوری، (خنده)مادرم به حرف دختر 18 ساله گوش داد و ما از ایران خارج شدیم و به مالزی رفتیم. ولی قولی که مادرم داده بود هیچگاه بهطور کامل تحقق
نیافت، چرا که بهدلیل نوسانات ارزی و افزایش هزینهها، شرایط تغییر کرد. به همین دلیل من از همان سال اول دوره لیسانس مجبور شدم همزمان با درس خواندن،
نزدیک به 10 شغل مختلف را تجربه کنم. در دانشگاه کار میکردم از تورلیدری تا خرید و فروش؛ یعنی هر کاری که با درآمد آن بتوانم هزینههایم را تأمین کنم.
البته همه این تجارب درآینده برایم بسیار ارزشمند شد. زمانی که به آلمان آمدم و استارتآپ خودم را راهاندازی کردم علاوه بر دانشی که از دانشگاه کسب کرده بودم،
همان تجربههای کاری در دوران دانشجویی مثل دریافت پورسانت و ... کمکم کرد تا وقتی فارغ التحصیل شدم بتوانم با سرمایهگذاران صحبت کنم و مسیر کسبوکار را
پیش ببرم.
همیشه یاد گرفتهام که یک بُعد زندگیام به تحصیل و دانشگاه مربوط میشود، اما در کنار آن همیشه علاقهمند بودم چیزهای جدید یاد بگیرم. به همین دلیل پس از دریافت
مدرک کارشناسی ارشد در آلمان، تصمیم گرفتم بهجای ادامه تحصیل در مقطع دکتری و ورود به حوزه آکادمیک، شرکت خودم را ثبت کنم. این شرکت را با همکاری
دو تن از دوستانم و یکی از اساتیدم که بعدها از ما جدا شد، راهاندازی کردیم.
ما در آلمان یک شرکت داروسازی ثبت کردیم که دارای دو ثبت اختراع است. در حوزه RNA تحقیق و داروهایی بر پایه RNA تولید میکنیم. از همان اول بهدلیل
نوآوری بالای این ایده و همچنین توجه گستردهای که در دوران کرونا به این حوزه جلب شد، شرکت ما مورد توجه بسیاری از رسانهها قرار گرفت. از جمله مجله Forbes
آلمان که از ما گزارش تهیه کردند. به تازگی هم در [IS2] پلتفرم been-menaliye F6S از ما به عنوان بهترین شرکت استارتاپی در تحقیقات داروسازی درآلمان و جهان یاد
کردند. خوشبختانه کارهای ما اکنون به مرحلهای رسیده که برای آغاز آزمایشهای بالینی آماده میشویم.
اکنون که روی داروی مهمی که قرار است با سرطان مبارزه یا حتی آن را درمان کند، فعالیت میکنید صبحها که از خواب بیدار میشوید، چه احساسی دارید؟
احساسم واقعاً به شرایط همان روز بستگی دارد و هر روز با روز دیگر متفاوت است. من در حال حاضر در موقعیت مدیر ارشد علمی شرکت فعالیت میکنم و
مسئولیت امور آزمایشگاهی را بر عهده دارم. اما طبیعتاً در کنار آن، وظایف و کارهای دیگری هم دارم که انجام دهم.
برخی روزها که قرار است با سرمایهگذارها جلسه داشته باشم، دچار استرس شدیدی میشوم؛ (خنده) اما بعضی وقتها با شور و شوق زیادی کار میکنم، چون دوست
دارم ببینم آن چیزهایی که در ذهنمان بوده و در دانشگاه آموختهایم، آیا واقعاً در عمل هم جواب میدهد یا خیر. مثلاً آیا نتیجه آزمایشها خوب است یا نه.
برخی روزها که آزمایشها به نتایج خاصی میرسند یا در تلویزیون درباره ما صحبت میشود، تماسهای زیادی دریافت میکنیم. گاهی افرادی که خودشان یا همسرشان
سرطان دارند با ما تماس میگیرند. میگویند که امیدشان را از دست دادهاند، اینجا (در آلمان) به آنها گفتهاند که دیگر هیچ دارویی برای درمانشان وجود ندارد، اما اسم
ما را شنیدهاند و از ما امید گرفتهاند و درخواست آزمایش بالینی دارند .در این لحظات من همیشه بغض میکنم یا گریهام میگیرد. (صدای همراه بعض) وقتی میبینم
کسی عزیزش را از دست میدهد، ناراحت میشوم از سوی دیگر ولی وقتی میبینم آنها تمام شماره تلفنها و مسیرهای تحقیقاتی را بررسی کرده تا ببینند آیا کاری در
زمینه درمان سرطان در حال انجام است یا خیر خوشحالم که میتوانم موثر باشم.
البته تلخترین بخش ماجرا این است که ما هنوز وارد فاز آزمایشهای بالینی نشدهایم ولی در همین حد هم بیماران و خانوادههایشان خوشحال و امیدوارند. همین
بازخوردها نشان میدهد کاری که انجام میدهیم تا چه حد اهمیت دارد. به همین دلیل، احساسم بسته به روز و نوع کاری که قرار است انجام دهم، متفاوت است. گاهی
احساس قدرت و انگیزه دارم، گاهی احساس مسئولیت سنگین و حتی اندوه.
حالا که صحبتمان به درمان و تکنولوژی رسید، لطفاً بیشتر درباره نوع فناوریای که در کارتان استفاده میکنید، توضیح دهید. این دارو چگونه عمل و چه امیدی
برای بیماران ایجاد میکند؟
داروی ما، همانطور که پیشتر اشاره کردم، از نوع RNA آرانای است؛ این نوع از داروها نسل جدیدی از درمانها محسوب میشوند که هنوز خیلی وارد بازار
نشدهاند. در حال حاضر، تنها یک شرکت آمریکایی وجود دارد که داروهای RNA را تولید کرده و به بازار عرضه کرده است 5 نوع هم بیشتر نیست. آنها تمرکز خود
را عمدتاً روی بیماریهایی گذاشتهاند که منشاء آنها در کبد است. اما ما در شرکتمان مسیر متفاوتی را انتخاب کرده و روی بیماریهای مرتبط با ریه، پانکراس و قلب
تمرکز کردهایم.
فلسفه پشت این نوع از داروها هم خاموش سازی است که به آن Gene Silencing یا «خاموشسازی ژن» گفته میشود. به عبارتی این فناوری بهگونهای عمل میکند
که صدای یک ژن خاص و بد را که مسبب بیماری است، خاموش کرده و جلوی عملکرد آن را میگیرد.
در بدن انسان بهدلیل وجود جهشهای ژنتیکی، گاهی پروتئینهایی تولید میشوند که غیرعادی و مضر هستند و دو راه برای مقابله با این پروتئینها وجود دارد. یکی
داروهای شیمیایی سنتی که در دسته داروهای کلاسیک قرار میگیرند، و دیگری هم که رویکرد جدیدی است بهجای مقابله با پروتئین عجیب و غریب، منشاء تولید آن
هدف قرار میگیرد. یعنی باید بررسی کنیم کدام ژن معیوب بوده که باعث ایجاد آن پروتئین مضر شده است و سپس با فناوری RNAمانند یک قیچی دقیق، آن ژن
معیوب را انحصاری غیرفعال کنیم تا اساساً دیگر آن پروتئین تولید نشود. در واقع کاری که ما انجام میدهیم، مقابله و خشک کردن ریشه اصلی بیماری است، نه
پیامدهای بعدی آن. بهجای اینکه با اثرات نهایی بیماری مبارزه کنیم، تلاش میکنیم از ابتدا جلوی شکلگیری عامل بیماریزا را بگیریم.
آیا بیماران سرطانی میتوانند به اختراع و نوآوری شما امیدوار باشند؟
پاسخ هم بله و هم خیر است. چون به زمان آن بستگی دارد نمیدانم چه زمانی میتوانیم درباره آن صحبت کنیم.
در مورد نوآوری، شرکت ما ثبت اختراعی انجام داده که بسیار جدید و نوپا است. هدف ما این است که با این فناوری، به درمان بیماریهایی بپردازیم که قبلاً غیرقابل
درمان بودند. برای مثال، به محض اینکه ژن معیوب در بدن شناسایی شود، میتوانیم آن را قبل از اینکه علائم بیماری ظاهر شوند، آن را خاموش کنیم[IS3] . این قابلیت
بهطور ویژه برای بیماریهایی مانند سرطان یا بیماریهای ژنتیکی که در حال حاضر درمانی برای آنها وجود ندارد، میتواند تحول ایجاد کند.
اما، این که آیا این تکنولوژی میتواند بهطور قطعی بیماریهای غیرقابل درمان را درمان کند، هنوز جای سوال دارد. درست است که Gene silencing پتانسیل بالایی
دارد، اما هنوز هم چالشهایی وجود دارد. مثلاً یکی از مشکلات اصلی در این فناوری، تحویل دارو به بدن است و تنها روی این موضوع تاکید دارند. برای اینکه این
داروها وارد سلولهای هدف شوند، باید روشی پیدا کنیم که دارو بتواند بهدرستی به قسمتهای مختلف بدن برسد. در حال حاضر در زمینههایی مانند کبد پیشرفتهایی
داشتهایم اما برای درمان سایر اعضای بدن مانند ریه، پانکراس یا قلب، هنوز هم نیاز به تحقیقات بیشتری داریم.
با این حال، من شخصاً بسیار امیدوارم که با پیشرفتهای روزافزون در این حوزه، بتوانیم به زودی به نتایج امیدوارکنندهای برسیم. حتی برخی به صورت جدی روی
کل تغییر دی ان ای کار میکنند و من کار آنها را به صورت جدی دنبال میکنم.
در مجموع، این فناوری میتواند تحولی بزرگ در درمان بیماریهای خاص ایجاد کند و بهویژه در آیندهای نزدیک پاسخهای امیدوارکنندهای از آن خواهیم گرفت. در
نتیجه من به آینده این تکنولوژی و پتانسیلهای آن امیدوارم، زیرا بهطور قطع میتواند در درمان بیماریهایی که تا پیش از این غیرقابل درمان به نظر میرسیدند،
تحولی بزرگ ایجاد کند.
اغلب وقتی از داروی سرطان صحبت میشود، مردم یاد پیچیدگیها، هزینههای بالا و حتی ناامیدی میافتند. چه شد که شما تصمیم گرفتید وارد چنین مسیر دشواری
شوید؟
سؤال بسیار خوبی است، چون در حوزهای که ما در آن فعالیت میکنیم—یعنی Gene Silencing یا خاموشسازی ژن—تقریباً هیچکس به سراغ درمان سرطان
نمیرود. دلیلش هم این است که این مسیر بسیار پیچیده، پرهزینه و دشوار است. معمولاً بیشتر گروهها و شرکتها ترجیح میدهند بهجای سرطان، روی بیماریهای
ژنتیکی خاص تمرکز کنند که کار کردن با آنها نسبتاً سادهتر است.
نمیخواهم بگویم همه چیز فقط جنبه مالی دارد یا صرفاً به مسائل اقتصادی مربوط میشود، اما واقعیت این است که وقتی شما یک استارت آپ هستید، برای انجام
آزمایشهای علمی و پیشبرد پروژهها، ناگزیر هستید منابع مالی را تأمین کنید. یعنی باید بتوانید سرمایه لازم را از طریق سرمایهگذاران و یا شرکتهای دارویی جذب
کنید.
ما به این نتیجه رسیدیم که در یکی از شاخههای خاص سرطان که هیچ دارویی برای آن وجود ندارد و اصطلاحاً بهعنوان سرطان «غیرقابل درمان» شناخته میشود،
میتوانیم توجه سرمایهگذاران و شرکتهای دارویی را جلب کنیم. ما به آنها نشان دادیم که این حوزه دارای ظرفیت علمی و آینده خوبی است از این رو تصمیم گرفتیم
کار خود را از سرطان آن هم غیرقابل درمان آغاز کنیم.
البته دارویی که ما در حال توسعه آن هستیم، قابلیت استفاده در درمان بیماریهای ژنتیکی، بیماریهای نادر، بیماریهای خودایمنی و سایر موارد را هم دارد. اما نقطه
شروع ما سرطان بود—هم بهخاطر نیاز حیاتی و هم برای امکان جذب حمایت علمی و اقتصادی.
آیا فناوری نوین شما امکان دسترسی کشورهای در حال توسعه به درمانهای پیشرفته را هم فراهم میکند؟ یا همچنان، تنها کسانی که توان مالی دارند از این درمانها
بهرهمند خواهند شد؟
متأسفانه باید گفت که این نوع داروها در حال حاضر بسیار گرانقیمت هستند. فرایند ساخت آنها میتواند بهصورت اتوماتیک به تولید انبوه برسد، اما به دلیل کمبود
عرضه و نو بودن فناوری، هنوز هزینه بالایی دارند. برخلاف داروهای شیمیایی رایج که تولید آنها ساده و مقرونبهصرفه است، تولید داروهای مبتنی بر RNA
پیچیدهتر و پرهزینهتر است.
در حال حاضر، ما در مرحله اولیه توسعه و انجام آزمایشهای بالینی هستیم و نمیتوانم با قطعیت بگویم این دارو در نهایت وارد چه بازاری خواهد شد. معمولاً پس از
این مرحله، شرکتهای بزرگ داروسازی وارد میدان میشوند و با سرمایهگذاری سنگین، تولید انبوه و عرضه را بر عهده میگیرند. این روند معمول استارتآپهای
دارویی است که پس از مرحله تحقیق، پروژه را به صنایع بزرگ واگذار میکنند.
طبیعتاً اگر کشورهای پیشرفته مانند آلمان و آمریکا به استفاده گسترده از این نوع درمانها روی بیاورند، در بلندمدت امکان رواج جهانی آنها وجود خواهد داشت. شاید
در ابتدا تنها در کشورهای توسعهیافته قابل استفاده باشد، اما با گذشت زمان و افزایش تولید، این داروها میتوانند در دسترس عموم مردم جهان نیز قرار گیرند. البته در
حال حاضر، شرکتهای بیمه در کشورهای در حال توسعه احتمالاً قادر به تأمین این هزینهها نخواهند بود، مگر اینکه این نوع درمانها در آینده به بخشی از نظام
دارویی رایج تبدیل شوند.
در مورد عوارض جانبی دارویی که روی آن تحقیق میکنید، توضیح دهید آیا ارزیابیهایی برای عوارض جانبی آن انجام شده است؟
بله، یکی از ویژگیهای مثبت دارویی که ما روی آن کار میکنیم این است که عوارض جانبی بسیار کمی دارد. چرا که این دارو از جنس مواد شیمیایی نیست و بدن آن
را بهعنوان یک ماده بیولوژیکی میشناسد که در بدن موجود است. بنابراین، بدن قابلیت پردازش آن را دارد و در صورت بروز هرگونه مشکلی، میتواند بهراحتی آن
را از بین ببرد.
از طرفی چون این دارو وارد بدن میشود، ممکن است بدن آن را بهعنوان یک عامل بیگانه ویروسی شناسایی کرده و واکنش نشان دهد. به همین دلیل ما از
تکنولوژیهایی مثل هوش مصنوعی و یادگیری ماشین برای انجام تغییرات کوچک در ترکیب دارو استفاده میکنیم تا بدن آن را شناسایی نکند و آن را از بین نبرد و
بهراحتی بتواند عملکرد خود را انجام دهد. جنس دارو هم حساس است و عوارض جانبی کمی دارد.
در حال حاضر تحقیقات ما بیشتر روی مدلهای موش متمرکز است. خوشبختانه ما موفق شدهایم نشان دهیم که دارو میتواند تا ۲۴۰ دقیقه در پلاسما باقی بماند و اثرات
مثبتی داشته باشد. البته تحقیقات ما همچنان در مراحل ابتدایی است و تا زمانی که این دارو وارد آزمایشات بالینی انسانی نشود، نمیتوانیم با قطعیت بگوییم که آیا
عوارض جانبی در انسانها بهطور قابل توجهی متفاوت خواهد بود یا خیر.اما در حال حاضر مطمئن هستیم که این دارو میتواند اثرات مثبتی داشته باشد و امیدواریم که
در آینده با پیشرفت در تحقیقات، بتوانیم آن را بهطور مؤثرتر به بازار عرضه کنیم.
در مورد چالشهای کار با بدن انسان یا همان آزمایشات بالینی هم لطفاً توضیح دهید.
یکی از بزرگترین چالشهای ما همین طراحی آزمایشات بالینی بود که اصلاً نمیدانستیم آیا داروی ما اجازه ورود به بدن انسان را خواهد داشت یا خیر.
خوشبختانه در آلمان یک امکان خیلی خوب برای شرکتهای کوچک مثل ما وجود دارد، به نام «کیک آف میتینگ» (Kick Off Meeting) که به شرکتهای نوپا و
کمتجربه این امکان را میدهد که با مؤسسات نظارتی مثل « [IS4] BfArM » موسسه فدرال دارو و تجهیزات پزشکی آلمان تماس بگیرند و مشاوره بگیرند. ما توانستیم با
این افراد صحبت کنیم و به آنها بگوییم که تا به حال چه کارهایی انجام دادهایم و قصد داریم آزمایشات بالینی را انجام دهیم تا اثبات کنیم که داروی ما ایمن است.
خوشبختانه آنها درخواست ما را قبول کردند و در کمال ناباوری، نتیجهای که بدون صرف هزینه های گزارش نویسی از آزمایشات که عددی بین بین ۲۰ تا ۷۰ هزار
یورو است و خودم نوشته بودم، مورد تایید قرار گرفت. اما دکتر هریس که از مالزی هستند، قبول کردند که با هم این طرح را بنویسیم و در این زمینه همکاری کند.
نتیجه نهایی این شد که بیمارستان شریته هم پذیرفت که نه تنها آزمایشها را انجام دهد، بلکه بهعنوان شریک در این پروژه با ما همکاری کند. چالش بزرگی بود (خنده)
خوشبختانه نتایج آزمایشات بسیار خوب بود.
لطفاً درباره فرآیند تشکیل یک استارت آپ برای ما صحبت کنید. چه نکاتی باید در نظر گرفته شود؟ باید از چه اشتباهاتی پرهیز کرد و چطور باید تیم مناسبی برای
استارتاپ تشکیل داد؟
اولین و مهمترین عامل در راهاندازی استارت آپ (خنده)، همانطور که ذکر کردید، تیم است. به عقیده من، این مسئله هنوز هم به قوت خود باقی است، باوجود تغییرات
و تحولات زیاد در دنیای استارت آپها. تیم عامل اصلی موفقیت استارتاپ است، زیرا فشارهایی که در این مسیر وجود دارد، فشارهایی است که به دلیل مشکلات مالی،
استرس و ناامیدیهای درونی و خارجی به وجود میآید. به خصوص زمانی که پولتان کم میشود و نیاز به جذب سرمایه جدید دارید، فشار بسیار بالاست. اگر تیم قابل
اعتماد و هماهنگی نداشته باشید که درک متقابل و همکاری خوبی داشته باشند، احتمال موفقیت یک استارتاپ بسیار کم خواهد بود. بنابراین تیم، به نظرم مهمترین عامل
در موفقیت هر استارت آپ است.
ما تیم کوچکی هستیم. یکی از اعضای تیم پیش از این در شرکتهای بسیار بزرگ کار کرده این فرد در شرکت زانوفی مشغول بوده و سطح بسیار بالایی داشته و
کارهای فرمولاسیون دارویی انجام داده است. همچنین در گروهمان یک پزشک داریم که در زمینه سرطان آزمایشهای بالینی انجام داده. تیم ما واقعاً تیم بسیار خوبی
است.
مهمترین نکتهای که خودم آموختم این است که وقتی یک استارتاپ راه میاندازید، نمیتوانید فقط در آزمایشگاه کار کنید و به انتظار بمانید. شما باید علاوه بر انجام
کارهای فنی یاد بگیرید که چگونه بیزنس را اداره کنید، چگونه بازاریابی کنید، چگونه با سرمایهگذاران صحبت کنید و باید به طور پیوسته در حال یادگیری باشید شخصاً
سعی کردم هر روز چیزهای جدیدی یاد بگیرم. شرکت در ایونتها، برقراری ارتباط با افراد جدید و آشنایی با روشهای مختلف کاری، به من کمک کرد تا هر روز
بیشتر و بیشتر با دنیای استارت آپ و بیزنس آشنا شوم. از دید من کسی که استارت آپ راه میاندازد باید از دنیای امن خود بیرون بیاید و با دیگران ارتباط برقرار کند.
صرفاً اینکه شما یک مخترع یا دانشمند باشید و در گوشهای از خانه بنشینید، نمیتواند شما را به موفقیت برساند. متاسفانه علم تنها برای موفقیت در استارت آپ کافی
نیست. باید با دیگران صحبت کنید، ایدههایتان را به اشتراک بگذارید و به دنبال راههای مختلفی برای گسترش و معرفی کار خود باشید.
درمورد مسائل احتمالی بر سر راه استارتاپ ها نیز توضیح دهید:
یکی از اصلیترین موارد، به ویژه برای استارت آپها، تامین هزینههاست مثلا برای ما که یک شرکت کوچک دارویی هستیم اینکه هزینه های آزمایشها را از کجا
تامین کنیم. هزینههایی که در این زمینه وجود دارد، به قدری بالا هستند که برخی اوقات فقط اعداد نجومی از آنها شنیده میشود و به راحتی نمیتوان تأمین مالی برای
انجام این تحقیقات و آزمایشها پیدا کرد.
برای مثال، هزینه یک آزمایش ممکن است به ۱۰۰ هزار یورو برسد و این تنها برای یک آزمایش است. لازم به ذکر است که این آزمایشها نباید تنها یک بار انجام شوند؛ بلکه باید تکرار شوند و برای هر سال چندین آزمایش نیاز است.
در این زمینه ما اقداماتی انجام دادهایم تا بتوانیم این هزینهها را تأمین کنیم. یکی از اولین منابع مالی ما از وزارت اقتصاد آلمان بود که مبلغی حدود ۱.۳ میلیون یورو
برای شروع آزمایشهای اولیه به ما اختصاص داده شد. این مبلغ بهویژه در آن زمان برای ما بسیار بزرگ و حیاتی بود. در حقیقت، یکی از بزرگترین پروژههایی بود
که به این میزان از بودجه اختصاص یافت. این موفقیت نیز به دلیل تجربه فردی بود که در تیم ما حضور داشت و میدانست چطور مدارک مورد نیاز را تکمیل کرده و
ارائه دهد، بهطوری که هیچ نقصی در آنها وجود نداشت.
بعد از این مرحله، برای تأمین مالیهای بعدی، ما وارد تعامل با بیزینسانجل ها شدیم. بیزینسانجل ها سرمایهگذاران موفقی هستند که به دلیل تجربههای گذشته خود
میتوانند بهخوبی راهکارهایی برای توسعه کسبوکارها و جذب سرمایههای جدید ارائه دهند. در حال حاضر ما هنوز از سرمایهگذاران خطرپذیر استفاده نکردهایم، اما
بهزودی با آنها وارد مذاکره خواهیم شد. علاوه بر این در حال تحقیق روی مدل کمپینهای فاندینگ [IS5] هستیم تا از طریق جذب سرمایه از عموم مردم، مخصوصاً
افرادی که تمایل دارند حتی با سرمایهگذاریهای کوچک در پروژههای بزرگ مشارکت کنند، منابع مالی بیشتری فراهم کنیم.
سرمایهگذاران فرشتهای (angel investors) یکی دیگر از منابع مالی است که در استارت آپها میتوانند نقش کلیدی ایفا کنند. آنها بهویژه در مراحل ابتدایی کار به
استارت آپها کمک میکنند و از راهکارهای استراتژیک خود استفاده میکنند تا شرکتها بتوانند به رشد و توسعه دست یابند.
علاوه بر تأمین هزینههای آزمایشات، تعامل با مراجع قانونی و دریافت مجوزهای لازم نیز مهم است. به عنوان یک استارت آپ، ما مجبور بودیم با مراجع مختلف دولتی
و خصوصی ارتباط برقرار کنیم و از آنها برای پیشبرد پروژههای خود و تأسیس شرکت مجوز بگیریم. در این راه، هر مرحلهای که طی میکنیم، نیازمند دقت و زمان
زیادی است تا بتوانیم به درستی عمل کنیم و خطا نداشته باشیم.
در نهایت، ایجاد اعتماد بین تیم و سرمایهگذاران و همچنین جامعه علمی و پزشکی بسیار حیاتی است. زمانی که شما در مسیر توسعه دارو و درمانهای نوین قرار
میگیرید، باید همواره از پشتیبانی افرادی برخوردار باشید که به تواناییهای تیم شما اعتماد داشته باشند و در این راه از شما حمایت کنند.
در طول کار ما با موضوعات مختلفی روبرو شدیم اما توانستیم با همکاری نزدیک و مستمر با تیمهای مختلف و همچنین یافتن شرکای قابل اعتماد، این مشکلات را پشت
سر بگذاریم. این تجربه به من یادآوری کرد که باید همیشه برای رشد و پیشرفت آماده باشیم و هیچ وقت از یادگیری و پذیرش چالشهای جدید دست نکشیم.
یکی دیگر از مسائل، چالشهای اخلاقی و اجتماعی است که بهویژه در زمینههای دارویی و بالینی مطرح میشود. هرگونه تحقیقات بالینی و آزمایشات دارویی با بدن
انسان، باید تحت استانداردهای اخلاقی دقیق قرار گیرد و رضایت آگاهانه بیماران باید در نظر گرفته شود. این نکته بسیار مهم است که در هر مرحله از تحقیق، سلامت
و رفاه افراد مورد آزمایش در اولویت قرار گیرد. به همین دلیل، برای ما به عنوان یک استارت آپ، نیاز بود که همواره از مشاورههای حقوقی و اخلاقی بهرهمند شویم
تا بتوانیم در راستای مسئولیتپذیری اجتماعی خود عمل کنیم.
بر اساس تجربیات ما، برای اینکه استارت آپها بتوانند در چنین عرصهای موفق شوند، نیاز به منابع مالی قوی، تیمی با تخصصهای مختلف و ارادهای قوی برای
مقابله با چالشهای اخلاقی و تجاری دارند.
برای مثال، ممکن است تصمیماتی در راستای کاهش هزینهها یا تسریع فرآیندها گرفته شود که تأثیر منفی بر نتایج آزمایشها یا سلامت بیماران داشته باشد. از این رو،
لازم است که استارت آپها بهویژه در زمینه دارویی و پزشکی، بهطور کامل از جنبههای اخلاقی و علمی مسائل آگاهی داشته باشند و همواره از اولویت دادن به منافع
اقتصادی بر سلامت بیماران اجتناب کنند.
یکی از نکات کلیدی که در طی این فرایند برای من روشن شد، این است که هیچچیز نمیتواند جایگزین تلاش و پشتکار در مسیر موفقیت باشد. هر چقدر که چالشها
بزرگ باشند، با پشتکار و کار تیمی میتوان به نتایج مطلوب دست یافت. این تجربه به من آموخت که برای تحقق رویاها، باید همواره در جستجوی راهحلهای نوین و
خلاقانه بود و هیچگاه از مواجهه با چالشها و مشکلات خسته نشد.
به عنوان شخصی که در این زمینه کار میکنم، باید بگویم که خودم شخصاً پدرم را به دلیل بیماری قلبی از دست دادهام و این تجربه باعث شده که نگرش من نسبت به
این صنعت و دغدغههای آن متفاوت باشد. زمانی که اسم سرطان پانکراس به میان میآید، متوجه میشویم که هیچ درمان قطعی برای آن وجود ندارد و این موضوع یک
درد بزرگ برای بیماران و خانوادههای آنهاست. اگر دارویی برای این نوع سرطان پیدا شود، طبیعتاً این دارو میتواند سود زیادی برای سازنده آن به همراه داشته
باشد، اما فرآیند تحقیق و توسعه این دارو، سخت و هزینهبر است.
در حال حاضر برای آزمایشهای بالینی، ما به طور مثال به چیزی حدود ۱۶ میلیون یورو نیاز داریم که بتوانیم داروی مورد نظر را تولید و آن را برای آزمایش روی
بیماران استفاده کنیم. بیمهها چنین هزینهای را پوشش نمیدهند و بیمارانی که به این دارو نیاز دارند، نمیتوانند چنین مبلغی را پرداخت کنند. این واقعیت نشان میدهد که
تحقیقات در زمینه داروسازی هزینههای بسیار بالایی دارند.
همچنین، بیزینس انجِلهایی که در این زمینه سرمایهگذاری میکنند، معمولاً افرادی هستند که در زندگی خود قصد دارند کارهای بزرگی انجام دهند. آنها به خوبی
میدانند که سرمایهگذاری در این نوع تحقیقات میتواند در آینده نتیجه دهد، اما قطعیتی در این زمینه وجود ندارد.
دغدغه شما در این صنعت چیست؟
اما در مورد آینده صنعت داروسازی، باید بگویم که پیشبینی وضعیت دقیق آن دشوار است. تصمیمات سیاسی میتوانند تأثیرات زیادی بر روند این صنعت بگذارند. در
حال حاضر، با توجه به وضعیت موجود، نمیتوان به طور دقیق گفت که چه اتفاقاتی خواهد افتاد. اما من به شدت امیدوارم که سرمایهگذاریهای جدیدی که از سوی
کشورهای عربی آغاز شده است، تحولی در این حوزه ایجاد کند و امیدوارم که شاهد تغییرات مثبت و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینه باشیم.
با توجه به شرایط فعلی نمیتوانم پیشبینی دقیقی داشته باشم که در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد، حداقل در آلمان و اروپا. وقتی از اروپا صحبت میکنم، باید بگویم که
آلمان بهعنوان یک غول داروسازی در سطح اروپا شناخته میشود، بنابراین نمیتوانم نظر قطعی در مورد آینده صنعت داروسازی در این منطقه داشته باشم. با این حال،
بسیار امیدوارم که سرمایهگذاریهای جدیدی که در حال حاضر از سوی کشورهای عربی صورت میگیرد، تغییرات مثبتی در این حوزه ایجاد کند و ببینیم چه تحولی در
آینده به وقوع خواهد پیوست. توجه من بیشتر به سمت این سرمایهگذاریهای جدید معطوف شده است، چرا که حجم بالای سرمایهگذاریها در این بخش میتواند
فرصتهای خوبی را به همراه داشته باشد.
بهعنوان یک کارآفرین استارتاپی در حوزه داروسازی، چطور بین اخلاق علمی و فشارهای اقتصادی تعادل برقرار میکنید؟ بههرحال، کاری که انجام میدهید مستقیماً
با ارزشمندترین دارایی انسان، یعنی جان، در ارتباط است. این مرز حساس را چگونه مدیریت میکنید؟ اقتصاد کجا وارد میشود و اخلاق علمی کجا؟
این سؤال بسیار مهم است، بهویژه برای ما که هنوز یک شرکت کوچک هستیم. وقتی صحبت از شرکتهای داروسازی به میان میآید، معمولاً ذهنیتی منفی وجود دارد.
خیلیها تصور میکنند این شرکتها صرفاً به دنبال سود و فاسد هستند و اصول اخلاقی را رعایت نمیکنند. پرسشهایی مانند «چرا برای مالاریا دارو تولید نمیشود،
ولی برای میگرن دهها دارو وجود دارد؟» یا «حتماً داروی سرطان را کشف کردهاند ولی عمداً در اختیار مردم قرار نمیدهند» بارها مطرح میشود. اما آنچه بسیاری
از مردم نمیدانند، پیچیدگیهای پنهان پشت تحقیقات دارویی است؛ جایی که نهتنها مسائل علمی، بلکه مسائل مالی و حتی سیاسی نقش اساسی ایفا میکنند. زمانی که
کار تحقیقاتی روی یک دارو آغاز میشود، از همان ابتدا تا مرحله آزمایش انسانی، هزینههای بسیار بالایی پرداخت میشود. برآورد سرمایه فقط برای داروهای شیمیایی، معمولاً حدود ۱۰۰ میلیون یورو است تا فقط آن دارو بتواند به بازار برسد. یعنی از زمان شکلگیری ایده تا ارائه آن به بیمار و ورود به بازار ، این
سرمایه باید تأمین شود. در همین مرحله است که سیاست هم وارد عمل میشود. زمانی که دارو آماده ورود به بازار است، سیاستمداران به میدان میآیند و مثلاً می
گویند چرا اصلا دارو بهصورت رایگان یا با یارانه عرضه نمیشود[IS6] . حال این سوال مطرح میشود، ۱۰۰ میلیون یورو را چه کسی باید پرداخت کند؟ ما با
کارمندان، اجاره، تجهیزات آزمایشگاهی و آزمایشهای مداوم طرف هستیم و باید هزینههای آنها را بپردازیم. در نهایت، ممکن است دولت یا شرکتهای بیمه بگویند
داروی شما شباهت زیادی به یک داروی ارزانقیمت مثل آسپرین دارد و بنابراین حاضر نیستند بهای بیشتری برایش بپردازند—در حالیکه هیچ توجهی به سالها
تحقیق، نوآوری و ریسکهای سنگین پشت آن نمیشود.
به همین دلیل، تصمیمگیریها در این حوزه همیشه کاملاً آزادانه نیستند. فاکتورهای متعددی وجود دارد که عملاً دست شرکتها را میبندد. البته ما هنوز یک شرکت
کوچک هستیم و در نتیجه آزادی عمل بیشتری داریم، ولی هرچه شرکت بزرگتر شود، این اختیار و انعطاف و قدرت تصمیم گیری کمتر میشود.
برای همین هم هست که وقتی آمارهای چند سال اخیر را بررسی میکنیم، میبینیم بیش از ۸۰ درصد داروهای جدیدی که به بازار وارد شدهاند، نه از دل شرکتهای بزرگ، بلکه توسط شرکتهای کوچک یا متوسط توسعه یافتها