در مصاحبه اختصاصی ووگ با هایلی بیبر:
بازگویی بی‌سانسور از آن‌چه دیده نمی‌شود(من دیگر آن دختر سابق نیستم) هایلی بیبر و قصه تولدی دوباره در سایه مادر شدن و زیر نورافکن شایعات. ترجمه اختصاصی گروه فشن پل پلاس: از بحران‌های پس از زایمان تا موج شایعات در فضای مجازی، از همسر بودن در کنار یک سوپراستار تا کشف دوباره‌ی خودش به‌عنوان یک مادر هایلی بیبر با صدایی آرام اما قاطع از رنج‌ها، قدرت و صلحی سخن می‌گوید که حالا در خانه‌اش یافته است، جایی که عشق واقعی و صدای جاستین از اتاق دیگر...
ابوالفضل غفارپور ۱ سال پیش
۰۱

(من دیگر آن دختر سابق نیستم) هایلی بیبر و قصه تولدی دوباره در سایه مادر شدن و زیر نورافکن شایعات.

ترجمه اختصاصی گروه فشن پل پلاس: از بحران‌های پس از زایمان تا موج شایعات در فضای مجازی، از همسر بودن در کنار یک سوپراستار تا کشف دوباره‌ی خودش به‌عنوان یک مادر هایلی بیبر با صدایی آرام اما قاطع از رنج‌ها، قدرت و صلحی سخن می‌گوید که حالا در خانه‌اش یافته است، جایی که عشق واقعی و صدای جاستین از اتاق دیگر می‌پیچد.

40_ed2e53f74bdbb36d349afc23d7e0b576.jpg

هیلی بیبر، صداها را خاموش می‌کند و به آرامش خودش می‌رسد

صف از پیچ کوچه شروع می‌شود، در میان شمشادها پیچ می‌خورد و تا خیابان ملروز امتداد می‌یابد. صفی از دختران جوان پرهیجان با شلوارهای گشاد جین، تی‌شرت‌های کوتاه، موهای صاف و فرق وسط بسته‌شده، لب‌های براق و مانیکورهایی بادامی و بی‌نقص که صبورانه منتظرند درهای پاپ‌آپ برند (رود) (Rhode) در لس‌آنجلس باز شود و آن‌ها را به درون راه دهد.

صبحی گرم در ماه فوریه است و بعضی از آن‌ها از ساعت‌ها پیش آمده‌اند، فقط به این امید که یک قدم به هیلی بیبر نزدیک‌تر شوند همان چهره‌ای که الهام‌بخش ترندهای زیبایی مثل (دختر تمیز) (clean girl)، (دختر وانیلی) (vanilla girl) و (دختر توت‌فرنگی) (strawberry girl) شده است. تم غذاپسندانه این ماجرا ادامه دارد با عباراتی مانند؛ (پوست دونات‌براق)، (آرایش لاته)، (لب‌های براونی-گلیز) و (موهای کره-شیرینی دارچینی).

در طول شش روز، حدود ۹ هزار نفر از این فروشگاه موقت بازدید خواهند کرد تا کرم‌های پوستی، بالم‌های صورت، برق لب‌ها و حتی قاب گوشی‌های خوش‌عکس این برند را بخرند اما در حقیقت، همه‌ی آن‌ها برای دیدن هیلی آمده‌اند؛ مدل سابقی که حالا کارآفرین شده و این برند را از ذهن به واقعیت رسانده است.

اما چه چیزی در مورد هیلی بیبر وجود دارد؟
چه چیزی باعث می‌شود طرفدارانش او را در خیابان متوقف کنند، کک‌ومک‌هایش را روی صورت خودشان نقاشی کنند و ساعت‌ها در صف بایستند تا اسموتی ۲۰ دلاری‌اش را در فروشگاه Erewhon بخرند؟
و در سوی دیگر، چرا عده‌ای چنان خشمگین، به کاوش در نقص‌های او در کامنت‌ها می‌پردازند، یا حتی به گفته خودش در ادامه مصاحبه در خیابان دنبالش می‌کنند و سرزنشش می‌کنند؟

برای طرفداران، دلیلش مهربانی ملموس اوست، استایلی الهام‌گرفته از نوستالژی دهه ۹۰، زیبایی طبیعی و دست‌نخورده‌اش، و زندگی افسانه‌ای‌اش به‌عنوان همسر متعهد جاستین بیبر ، و برای منتقدان؟ پس از ساعت‌ها گشت‌وگذار در فضای مجازی، به نظر می‌رسد عده‌ای باور دارند هیلی با نقشه‌ای شیطانی، ستاره محبوب دوران کودکی‌شان را در دام ازدواج انداخته و او را از عشق حقیقی‌اش دختر ۱۶ سالگی‌اش، سلنا گومز دور کرده است.

مثل بیشتر اخبار سلبریتی‌ها، یا حتی اخبار عمومی، نسخه منفی داستان سهم بیشتری از توجه عمومی را می‌گیرد چرا که فاجعه و ضدقهرمان‌ها بهتر می‌فروشند.

وقتی در ماه مارس با هیلی بیبر برای ناهار در یک رستوران محلی در لس‌آنجلس دیدار می‌کنم جایی که او و جاستین اغلب به آن سر می‌زنند در صدر تیترهای خبری این است که آن‌ها قصد مهاجرت به اروپا را دارند تا جاستین روی سلامت روانش تمرکز کند. گفته می‌شود رابطه‌شان در بحران است؛ او (شیدا)، (بی‌تفاوت و آشفته‌حال)، (عجیب) و (در حال فروپاشی) توصیف شده؛ و هیلی در حال برنامه‌ریزی برای شکایت از سازنده‌ی یک ویدیوی بحث‌برانگیز است که به سبک تحقیقات زاپرودر، محتوای دیجیتال دوران نوجوانی او را با برنامه اجراهای جاستین بیبر مقایسه کرده. (در شبکه‌های اجتماعی حتی زمزمه‌هایی هست مبنی بر اینکه اینفلوئنسرها برای این هجمه، پول دریافت کرده‌اند.)

40_9bd41a6aea7e705fe8e69c7d7e410f65.jpg

هیلی بیبر از تمام این جنجال‌ها چندان پریشان به نظر نمی‌رسد. او با عینک آفتابی ریز مشکی، تاپ کوتاه مشکی، شلوار کشی گشاد و پایین‌افتاده، و یک کت چرمی از فوبی فیلو وارد می‌شود استایلی که می‌توان آن را ترکیبی از پرنسس پیلاتس و ترمیناتور دانست .
با لبخند، صبحانه‌اش را سفارش می‌ده؛ فرنچ‌تُست رول دارچینی که دقیقاً همان چیزی است که به نظر می‌رسد؛ یک رول دارچینی بزرگ و باشکوه، از وسط به صورت افقی بریده شده، در تخم‌مرغ غلتانده و سرخ شده روی گریل به همراه قهوه‌ی مشکی. بعدتر، اسکرمبل قارچ با بیکن هم به آن اضافه می‌شود.

از او می‌پرسم که آیا واقعاً شایعه مهاجرت‌شان به خارج از کشور صحت دارد؟ آن‌ها تنها چهره‌های مشهوری نیستند که اخیراً با فکر ترک آمریکا بازی می‌کنند. هیلی به‌تازگی از نمایش مد سن لوران در پاریس برگشته که خودش می‌تواند دلیلی کافی برای وسوسه‌ی یک آدرس تازه در آن سوی آتلانتیک باشد.

لبخندی تلخ می‌زند و نگاهش را می‌دزدد؛
(اون یکی رو خوندم. هر دو روز یه تیتر جدید درمیاد که هیچ منطقی نداره.)
در همین حال، جمعی از پاپاراتزی‌ها بیرون، آهسته و بی‌سر و صدا در حال جمع شدن‌اند.

(ما از لس‌آنجلس جایی نمی‌ریم،) با اطمینان می‌گوید. (ما اینجا رو دوست داریم.)
مفهوم تلویحی‌اش روشن است؛ با وجود همه‌ی حواشی.
زندگی‌اش دیوانه‌وار پیش می‌رود، اما یک چیز قطعی است؛ پوستش بی‌نقص است.

هیلی و خواهر بزرگ‌ترش، آلایا، در نایَک (Nyack) بزرگ شدند شهری حومه‌ای در حاشیه رودخانه هادسون، درست بیرون نیویورک.
مادرشان، کنیا بالدوین، یک طراح گرافیک برزیلی‌تبار است که وقتی دانشجوی مدرسه طراحی پارسونز بود، در سن ۱۹ سالگی با پدرشان، استیون بالدوین، روی یک اتوبوس شهری آشنا شد. سه سال بعد با هم ازدواج کردند.

کنیا از همان سال‌های دور پیرو چیزی بود که حالا به آن سبک زندگی سلامتی‌محور می‌گوییم: مواد ارگانیک، مرطوب‌کننده‌ها، ماساژ لنفاوی، محافظت در برابر آفتاب و همین باورها را به هیلی هم منتقل کرد.
استیون، که در دهه ۸۰ میلادی دوره‌ای با اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اهمیت خویشتن‌داری را به او آموخت. خانه‌شان مذهبی بود هر دو والدین پس از تولد دخترانشان به ایمان مسیحی عمیقی روی آوردند.

چند سالی از دوران کودکی هیلی در مدرسه والدورف گذشت جایی که خلاقیت و کار با دست تشویق می‌شد. بعدتر، آموزش خانگی را در پیش گرفت.

در دوران نوجوانی، وارد صنعت مد شد و مدلینگ را آغاز کرد، در ۲۱ سالگی با جاستین بیبر ازدواج کرد، و در ادامه، به‌ناگاه خود را در مدار جدیدی از شهرت یافت. چند سال بعد، برند Rhode را راه‌اندازی کرد آغازی برای مسیر تازه‌اش به عنوان کارآفرینی در صنعت زیبایی بود.

40_d1503e0315110306051569a728d05024.jpg

ایده‌ی Rhode، او به من می‌گوید، در دوران کرونا به ذهنش رسید، اما ریشه‌هایی عمیق‌تر داشت.
او از نام میانی‌اش استفاده کرد Rhode که از سمت خانواده‌ی مادرش می‌آمد؛ ادای احترامی بود به زنی که اهمیت مراقبت از پوست را به او آموخته بود. این برند قرار بود مستقیماً به مصرف‌کننده ارائه شود؛ بدون واسطه.
و محصولاتش بهتر از آن چیزی از آب درآمدند که کسی انتظارش را داشت؛ فرمول‌های ساده، پاک و مؤثر، در بسته‌بندی‌های مینیمالیستی و زیبا، با قیمتی مناسب.

هیلی می‌گوید؛
(فکر می‌کنم وقتی با اون‌همه میکاپ‌آرتیست مختلف، فیشالیست‌ها، استتیشن‌ها و کلی آدم دیگه کار کرده باشی، یه جایی می‌فهمی که واقعاً لازم نیست روال مراقبت از پوست پیچیده باشه. پوست خوب، کار خیلی زیادی نمی‌طلبه.)

او از دل تجربیات شخصی‌اش به این جمع‌بندی رسیده بود؛ زیباییِ اصیل، از سادگی می‌آید و Rhode ترجمه‌ی دقیقی ازهمین فلسفه بود .

هیلی بیبر عاشق نظم و روتین است. برای او، هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از داشتن یک برنامه‌ی مشخص نیست، او آماده‌سازی را ارزش می‌داند و همیشه تحقیق می‌کند.

می‌توانم تأیید کنم که او شب‌ها با لایه‌لایه روغن‌ها و مرطوب‌کننده‌ها به خواب می‌رود چیزی که به سبک معروفش (پوست دونات لعابی) شهرت پیدا کرده و واقعاً علاقه‌مند است بداند دیگران چه محصولاتی روی پوستشان استفاده می‌کنند و چرا.

لارن رت‌نر، رئیس برند Rhode، به من می‌گوید؛ «دلیل شماره‌ی یک موفقیت Rhode، خود هیلی است. فکر می‌کنم مصرف‌کننده‌ی امروزی واقعاً باهوش است و اصالت را خوب درک می‌کند

همین اصالت، نیروی پیشران رشد چشمگیر این برند بوده است. Rhode اعداد رسمی فروش را منتشر نمی‌کند، اما طبق گزارش‌های رویترز و بیزینس آو فشن در ماه آوریل، هیلی در حال بررسی فروش برند است و تخمین زده می‌شود که Rhode بتواند بیش از یک میلیارد دلار ارزش‌گذاری شود.

این رشد باعث شد جایگاه هیلی از «همسر یک چهره‌ی بسیار مشهور» به «چهره‌ای بسیار مشهور و موفق در جایگاه خودش» تغییر کند—نوعی انتقال از نقش مکمل به نقش اصلی.

او زمانی فقط یک مدل بود، در کنار فرزندان خوش‌چهره‌ی دیگر سلبریتی‌ها، بعد همسر یک پاپ‌استار شد، در کمپین‌های مد ظاهر شد، بله...
اما بعد از Rhode؟ او به یک کارآفرین جدی و یک نیروی واقعی در صنعت زیبایی تبدیل شد.

هیلی می‌گوید؛ (هیچ‌وقت، حتی توی رؤیاهام هم فکر نمی‌کردم Rhode تبدیل به چیزی بشه که الان هست.)
این برند قرار است از پاییز امسال همکاری‌اش را با غول خرده‌فروشی سفورا آغاز کند، با عرضه‌ی محصولات در فروشگاه‌های ایالات متحده، کانادا و بعد بریتانیا.

(در رؤیایی‌ترین حالت، خیلی فراتر از اون چیزی شده که امید داشتم)

40_c0746b268fbc3b98686e65f18f2012cf.jpg

وقتی جاستین در سال ۲۰۲۲ اعلام کرد که قصد دارد فعالیت موسیقی‌اش را موقتاً متوقف کند و جز در موارد خاص، از تور و اجرا کناره‌گیری کند تا روی سلامت روان و جسمش تمرکز کند، این Rhode بود که آن‌ها را همچنان در مرکز توجه نگه داشت.

او در کنار هیلی، چند قدم عقب‌تر، در مراسم رونمایی از نسخه‌ی محدود بالم لب مشترک با کریسپی‌کریم در نیویورک دیده می‌شد؛ یا پست‌هایی از رویدادهای برند در لس‌آنجلس منتشر می‌کرد او با استایلی گشاد و خیابانی، و او با لباس‌هایی اندام‌نما و شیک بود.

به نظر می‌رسید که توازن جابه‌جا شده ؛ جاستین، حالا به نوعی در نقش مکمل او قرار گرفته بود.

و بعد، در آگوست سال گذشته، آن‌ها برای اولین‌بار پدر و مادر شدند اتفاقی که جهانشان را از مدار عادی خارج کرد.

هیلی، ۲۸ ساله، همیشه می‌دانست که دلش بچه می‌خواهد او فکر می‌کرد تا این سن، بیشتر از یکی هم خواهد داشت. او تولد دختر خواهر بزرگ‌ترش در سال ۲۰۲۰ را به خوبی به یاد دارد و می‌گوید از شنیدن خبر آن هیجان‌زده و شگفت‌زده شده بود.
اما برای خودش، زمان مناسب فرا نرسیده بود.
او می‌گوید؛ (در اون مقطع، اصلاً آمادگی‌اش رو نداشتم... الان دیگه واقعاً، واقعاً، واقعاً باور دارم که برای هرکسی، اون اتفاق دقیقاً در همون زمانی می‌افته که باید.)

بارداری از نظر فیزیکی تغییرات آشکاری در او ایجاد کرد—که البته برایش آزاردهنده نبود؛
فعال و سالم بود، با مربیانی همیشه در دسترس.
بعد از یک دوره بیماری صبحگاهی، احساس رشد یک زندگی جدید درونش برای او شبیه یک معجزه‌ی روزمره بود.

اما چیزی که هیلی را بیشتر شگفت‌زده کرد، تأثیر بارداری بر رابطه‌اش با خودش و نحوه‌ی ارتباطش با دنیا بود.

40_1be789d82b2e01c03da950c99b1b4fde.jpg

هیلی می‌گوید ؛ (بارداری برای من سخت بود که باهاش کنار بیام. یه جورایی غافلگیرکننده بود و کلی احساس مختلف رو تجربه می‌کنی،)
(یه سری هشدارها همیشه هست؛ زندگیت دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شه. البته در جهات خوب، اما به‌هرحال تغییر می‌کنه. دیگه هیچ‌وقت فقط یه فرد بدون بچه نیستی. دیگه فقط تو و پارتنرت نیستید. فقط دونفره بودن تموم می‌شه. از لحاظ ذهنی، خیلی چیزا بود که باید باهاشون کنار می‌اومدم.)

هیلی می‌گوید چیزی که بیشتر از همه او را می‌ترسانَد، اتفاقات غیرمنتظره است و مادری، از همون لحظه‌ی اول، پر بود از همین‌ها.

او صادقانه می‌گوید؛
(زایمان، سخت‌ترین کاری بود که تو زندگیم انجام دادم) با وجود اینکه نه ماه تمام با دقت برایش آماده شده بود؛
تمرینات تنفسی، طب سوزنی، یوگا، فیزیوتراپی کف لگن، ورزش، پیاده‌روی، تمرینات وزنه‌ای؛
(من کاملاً تو کارش بودم. همه چی رو انجام می‌دادم. از نظر فیزیکی، قوی‌تر از هر زمان دیگه‌ای تو زندگیم بودم.)

اما برخلاف چیزی که آرزو داشت، زایمان خودبه‌خودی اتفاق نیفتاد. در هفته‌ی ۳۹، نشت مایع آمنیوتیک شروع شد و او را القای زایمان کردند.

پزشکان از پیتوسین استفاده کردند دارویی برای تحریک انقباضات رحمی و همچنین از بادکنک فولی، که وسیله‌ای لوله‌مانند است که وارد رحم می‌شود و با محلول سالین پر می‌شود تا دهانه‌ی رحم باز شود.ترکیبی که به‌خاطر ناراحتی شدیدش معروف است.

او با لحنی بی‌پرده می‌گوید؛ (اون لحظات واقعاً دیوونه‌کننده بود. اصلاً خوش نمی‌گذره. وارد فاز زایمان شدم و چند ساعتی درد کشیدم. بدون اپیدورال، بدون هیچ‌چیز.)

فرآیند زایمان ۱۸ ساعت طول کشید خوشبختانه کوتاه‌تر از برآورد اولیه‌ی ۲۴ ساعت و در نهایت او آمد،
نوزادی با وزنی بالای هفت پوند؛
جک بلوز بیبر، پسربچه‌ی باشکوهی که هیلی ماه‌ها احساس حضورش را درون خود داشت و رؤیایش را دیده بود.

40_2c8ea37dd8cfff6f14abfa535edc6566.jpg

هیلی بعد از زایمان هنوز هم خونریزی شدیدی داشت. خونریزی پس از زایمان مشکلی‌ست که در حدود ۱ تا ۵ درصد زایمان‌ها رخ می‌دهد، و اگر فوراً درمان نشود، می‌تواند به شوک هیپوولمیک منجر شود یعنی زمانی که حجم خون بدن آن‌قدر کاهش می‌یابد که دیگر نمی‌تواند اکسیژن کافی به اندام‌ها برساند.
(که خب، یه‌کم ترسناک بود،9 هیلی با آرامش می‌گوید، در حالی که با چنگال تکه‌ای از بیکنش را بالا می‌زند. و من، برای چندمین‌بار در طول گفت‌وگویمان، به یاد حرف‌هایی می‌افتم که جاستین بارها در مصاحبه‌ها گفته اینکه هیلی برایش حکم نقطه‌ی اتکایی را دارد در دنیایی پر از آشوب و بی‌ثباتی.
(او بعدها در ایمیلی به من نوشت؛ (من تو زندگی‌ام کارای احمقانه زیاد کردم، ولی باهوش‌ترین تصمیمم این بود که با هیلی ازدواج کردم.)

هیلی با اطمینان می‌گوید؛
(من جونم رو به دکترم می‌سپارم. کاملاً بهش اعتماد دارم و می‌دونستم که نمی‌ذاره اتفاقی برام بیفته. ولی خب واقعاً خونریزی زیادی داشتم، و آدم‌ها ممکنه از این مسئله بمیرن، و این فکر از ذهن آدم می‌گذره.)

او درباره‌ی آن روز می‌گوید
(دوران پس از زایمان، حساس‌ترین دوره‌ای بود که توی کل زندگی‌ام تجربه کردم. و همزمان با اون، هر روز بری تو اینترنت... واقعاً نمی‌تونم توضیح بدم اون چطوری بود.)

پزشکان داروهای مختلفی را امتحان کردند تا خونش بند بیاید؛ ولی هیچ‌کدام جواب نمی‌داد.
نوزاد تازه‌متولدشده‌اش را بردند.
(اون لحظه یه‌کم آدم می‌ترسه،)
حتی در بهترین بیمارستان‌ها هم، یک وضعیت اورژانسی می‌تواند بیمار را به یک (مسئله) تبدیل کند چیزی که پزشکان سعی دارند به سرعت حلش کنند.

و او را یاد بدترین روز زندگی‌اش انداخت؛ صبحانه‌ای که در سال ۲۰۲۲ با جاستین در پالم‌اسپرینگز می‌خورد و ناگهان دچار سکته‌ی خفیف مغزی (TIA) شد.
علتش بعدها لخته‌ی خونی ناشی از سوراخی کشف‌نشده بین دهلیزهای قلب (PFO) تشخیص داده شد. او برای دقایقی کنترل صورتش و قدرت تکلم را از دست داد، بستری شد و بعد تحت عمل جراحی قرار گرفت.

در اتاق زایمان، پزشکان از دستگاهی به نام Jada استفاده کردند، که وسیله‌ای مکنده است و برای تحریک انقباضات رحم به کار می‌رود ، بسیار دردناک بود.
و هیچ تضمینی نبود که خونریزی را متوقف کند.
ولی او مجبور بود ساعت‌ها آن را تحمل کند.

(فقط می‌خواستم بچه‌ام رو بغل کنم. می‌خواستم کنارش باشم،) تا اینکه بالاخره بعد از آن لحظات پرتلاطم، همه چیز امن شد.

هیلی این روایت را قبلاً به‌صورت عمومی بازگو نکرده بود.
زایمان اغلب چیزی ساده، طبیعی، شهودی و خصوصی جلوه داده می‌شود، چیزی که نباید در جمع‌های مودبانه درباره‌اش صحبت کرد اما حتی با وجود پول، امکانات، و بهترین پزشکان، باز هم ممکن است همه‌چیز درست پیش نرود.

با این حال، برای او مهم است که واقعیت را بگوید.
او می‌گوید هیچ پشیمانی ندارد، و قطعاً دلش می‌خواهد حداقل یک بچه‌ی دیگر، و شاید بیشتر داشته باشد.
(بچه به بچه پیش می‌ریم.)
چون چیزهایی هم هست که درست پیش می‌رود. مثلاً لحظه‌ای که همسرت تو را نگاه می‌کند و می‌گوید؛
(زن من یه الهه‌ست. یه ابرقهرمان. من هیچ‌وقت نمی‌تونم مثل اون باشم.)

او لبخند می‌زند و می‌گوید؛
(حداقل برای من که این‌طور بود.)

و جاستین، درباره‌ی تبدیل شدن خانواده‌شان از دو نفر به سه نفر می‌گوید؛
(
من الان دارم تو روزهایی زندگی می‌کنم که همیشه رؤیایش رو داشتم) .

مادر شدن، تو را تا لبه‌ی پرتگاه می‌بردهیلی حالا این را خوب می‌داند. او با سلامت روانش مثل یک عضله رفتار کرد؛ تمرینش داد، تقویتش کرد.
درمانگر جدیدی گرفت. عمیق‌تر از همیشه به احساساتش پرداخت. قرص‌های تهیه‌شده از جفت را مصرف کرد که به گفته‌ی پزشکان، ممکن است به پیشگیری از افسردگی پس از زایمان کمک کند و همچنان هم مکمل‌های دوران بارداری‌اش را ادامه می‌دهد.

او نوسان‌های شدید خلق‌وخو را تجربه کرد از (بالاهای بالا) تا (پایین‌های پایین) و سوار ترن هوایی تغییرات هورمونی‌اش شد.

این مسیر آسان نبود. گاهی بدنش را نمی‌شناخت.
با اختلال بدریخت‌انگاری بدن پس از زایمان دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد.
و حتی، به گفته‌ی خودش، گاهی به نوعی از «تنفر از خود» رسید که هرگز پیش از آن تجربه‌اش نکرده بود.

در بدترین لحظات، خودش را در آینه نگاه نمی‌کرد بلکه سراغ اینترنت می‌رفت. به دنبال تاییدی بر احساس زشتی و ناراحتی خودش می‌گشت، در میان کامنت‌های بی‌رحمانه.
و وقتی پیدا می‌کرد، افسرده می‌شد.
و بعد، از خودش عصبانی می‌شد که اصلاً چرا آن‌ها را خوانده است.

می‌گوید؛ (هر روز باید با خودم حرف بزنم. باید بگم؛ هیلی، تو یه بچه آوردی.
تو یه انسان ساختی. یه انسان رو به دنیا آوردی.
اشکالی نداره.
به خودت مهربونی کن.
به خودت زمان بده.)

40_5c2a75c2fd13441a4e0dd7a65753621b.jpg

ابوالفضل غفارپور 1404/02/31

۰۱
نظرات (0)
.
برای استفاده از مطالب پُل+، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وب‌سايت نیز برای شرکت پُل+ است.