
آلودگی هوا در ایران دیگر مسئلهای مقطعی یا صرفاً زیستمحیطی نیست؛ بلکه به بحرانی ساختاری و فراگیر تبدیل شده که ابعاد مختلف زندگی شهروندان را تحتتأثیر قرار داده است. در سالهای اخیر، با افزایش غلظت آلایندههایی مانند ذرات معلق ریز (PM2.5) در مناطق شهری و صنعتی، بهویژه کلانشهرهایی همچون تهران، کشور با فشار مستمر ناشی از این بحران روبهروست؛ فشاری که علاوه بر آسیبهای جبرانناپذیر بر سلامت عمومی، هزینههای سنگینی را نیز به اقتصاد ملی تحمیل میکند.
ارزیابیهای اخیر وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۲ نشان میدهد که در ۵۷ شهر کشور، با جمعیتی بالغ بر ۴۸ میلیون نفر، بیش از ۳۰ هزار مرگ زودرس مستقیماً به آلودگی هوا نسبت داده شده است. این عدد نسبت به سال پیش از آن که در میان جمعیتی حدود ۳۹ میلیون نفر، ۲۶,۳۰۰ مورد مرگ گزارش شده بود، افزایش معناداری داشته و روندی نگرانکننده را به تصویر میکشد. در برآوردی جامعتر، این رقم در سطح کشور به بیش از ۴۹ هزار نفر در سال میرسد. در برخی شهرها مانند زابل، نرخ مرگ ناشی از مواجهه با PM2.5 به ۱۴۱ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر رسیده است؛ رقمی که از میانگین کشوری بهمراتب بالاتر است.
در کنار پیامدهای انسانی، آلودگی هوا بار مالی هنگفتی را نیز بر دوش اقتصاد کشور میگذارد. بر پایه برآوردهای صورتگرفته، تنها خسارات ناشی از مرگومیر مرتبط با PM2.5 حدود ۱۲ میلیارد دلار در سال تخمین زده شده است. در تحلیلهایی که هزینه بیماری و افت کیفیت زندگی نیز لحاظ شده، این عدد به بیش از ۲۳ میلیارد دلار میرسد؛ رقمی معادل حدود ۵ درصد تولید ناخالص داخلی کشور. این میزان بار اقتصادی در مقایسه با مناطق توسعهیافته، همچون آمریکای شمالی یا اروپا، جایگاه هشداردهندهای برای ایران ایجاد کرده است.
اثر آلودگی هوا بر بهرهوری نیروی انسانی نیز غیرقابل انکار است. کاهش تمرکز، خستگی مفرط، سردرد و افت توان شناختی از جمله پیامدهای رایج در محیطهای آلوده شهری هستند که مستقیماً بر عملکرد کاری افراد تأثیر میگذارند. بهعلاوه، تعطیلی مکرر مدارس و ادارات، توقف پروژههای عمرانی و محدودیتهای ترافیکی، چرخه عملکرد شهرها و سیستمهای اقتصادی را مختل کرده است.
نقشه توزیع آلودگی در کشور نیز بیانگر نابرابریهای جدی است. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، میانگین سالانه غلظت PM2.5 در شهرهای مورد بررسی در سال گذشته برابر با ۳۰.۲۸ میکروگرم در مترمکعب بوده؛ یعنی بیش از شش برابر رهنمودهای سازمان جهانی بهداشت. در زابل، این عدد به ۱۶۸ میکروگرم رسیده که بالاترین میزان ثبتشده در کشور است. در مقابل، سنندج با میانگین ۹.۱۳ میکروگرم، وضعیت بهتری داشته، هرچند همچنان بالاتر از حد توصیهشده جهانی است. در تهران، تنها ۱۲ روز از سال، میزان آلایندهها پایینتر از سطح مجاز جهانی بوده و باقی ایام، هوا در وضعیت ناسالم قرار داشته است.
این وضعیت نهتنها به سلامت فعلی مردم آسیب میزند، بلکه بر آینده سرمایه انسانی کشور نیز اثر منفی دارد. کاهش توان یادگیری کودکان، افزایش بیماریهای مزمن تنفسی، اختلالات شناختی و افت مستمر در بهرهوری آموزشی و شغلی، بخشی از تأثیرات بلندمدت این بحران هستند.
برای مواجهه مؤثر با این بحران، نیاز به اصلاح رویکردهای سیاستگذاری وجود دارد. مستندسازی دقیق خسارات انسانی و مالی، ارزیابی جامع از آثار نامرئی آلودگی و بازنگری در شاخصهای ارزشگذاری سلامت از جمله گامهای ضروری در این مسیر است. بدون چنین رویکردی، نه تخصیص منابع کارآمد خواهد بود و نه سیاستها به نتایج قابل اتکا خواهند رسید.
آلودگی هوا در ایران، صرفاً تهدیدی برای ریهها نیست؛ تهدیدی است برای اقتصاد، آموزش، عدالت اجتماعی و در نهایت، آینده توسعهیافتگی کشور.