
در پی داغشدن بحثها پیرامون نخل طلای جعفر پناهی در جشنواره کن، فرزاد مؤتمن با انتشار یادداشتی تحلیلی به یکی از جنجالیترین انتخابهای تاریخ این جشنواره اشاره کرد: اعطای نخل طلای ۱۹۷۵ به فیلم «خاطرات سالهای آتش زیر خاکستر» ساخته محمد لخدر حمینه.
مؤتمن در نوشتهاش تصریح کرده که همزمانی درگذشت لخدر حمینه با این مباحث فرصتی ایجاد کرد تا نگاهی مجدد به نحوه داوریهای جشنواره کن بیندازد. به گفته او، در آن سال فیلمهایی چون «رهگذر»، «الکترا»، «لمحهای از ذن»، «لنی»، «معمای کاسپار هاوزر» و «عطر زن» در بخش مسابقه حضور داشتند؛ آثاری که به مرور زمان جایگاه ماندگاری در تاریخ سینما یافتند، اما جایزه اصلی به فیلمی تعلق گرفت که «امروز حتی ژیل ژاکوب هم نامش را بهخاطر نمیآورد».
مؤتمن مینویسد: «من این فیلم را در جوانی دیدهام و هیچ دلیلی نمیبینم که دوباره تماشایش کنم. فیلم مهمی نبود. اما هنوز در کلاسهایم فیلمهای "رهگذر" و "الکترا" را تدریس میکنم و "لنی" را هر چند سال یکبار میبینم.»
او معتقد است که اعطای نخل طلا به فیلم حمینه بیش از آنکه مبتنی بر معیارهای هنری و کیفی باشد، ناشی از تمایل فرانسویها برای تأیید استقلال الجزایر بوده است. در همین راستا، به نقل از مصاحبهای با ژیل ژاکوب اشاره میکند که در آن، رئیس پیشین جشنواره حتی نام کارگردان الجزایری را بهیاد نمیآورد و با تعبیر تحقیرآمیزی پرسیده بود: «اون عربه که بهش جایزه دادیم، اسمش چی بود؟»
این تعبیر از زبان یکی از مدیران ارشد سابق جشنواره، از دید مؤتمن سند روشنی از نوع نگاه سیاسی و نه هنری برخی داوریها در کن است. او همچنین یادآوری کرده که در همان سال، فیلم «عطر زن» آنقدر تأثیرگذار بود که بعدها در هالیوود با عنوان «بوی خوش زن» بازسازی شد، و فیلم «لمحهای از ذن» به اثری کالت بدل گشت، در حالیکه فیلم حمینه بهکلی به فراموشی سپرده شد.
مؤتمن در پایان با اشاره به این مثال تاریخی، تلویحاً هشدار داده است که جوایز جشنوارهها لزوماً نشاندهنده ارزشهای هنری آثار نیستند و گاه سیاست، تأثیر پررنگتری بر داوریها دارد.