
افسردگی پس از زایمان، مفهومی که اغلب با مادران در ارتباط است، در واقع پدیدهای است که مردان نیز بهشدت درگیر آن میشوند. بررسیهای جدید در حوزه روانشناسی خانواده نشان میدهد که تعداد قابل توجهی از مردان پس از تولد فرزندشان، دچار نوعی از افسردگی یا اضطراب میشوند. این وضعیت که با عنوان افسردگی پس از زایمان پدران (PPND) شناخته میشود، سالهاست که مورد غفلت قرار گرفته و آثار آن در سکوت بر روان و روابط خانوادگی سایه انداخته است.
بر پایه پژوهشهای منتشرشده در مجلات روانشناسی، حدود ۸ تا ۱۰ درصد از پدران تازهوارد علائم افسردگی را تجربه میکنند؛ هرچند آمار واقعی ممکن است بسیار بیشتر باشد، زیرا بسیاری از مردان به دلایل فرهنگی و اجتماعی، درباره احساسات خود سکوت میکنند. برخلاف زنان که حمایتهای پزشکی و اجتماعی پس از زایمان دریافت میکنند، مردان اغلب در حاشیه قرار میگیرند و با تغییرات ناگهانی زندگی، افزایش مسئولیتها و فشارهای اقتصادی بهتنهایی دست و پنجه نرم میکنند.
نشانههای افسردگی در مردان میتواند متفاوت از زنان باشد. درحالیکه زنان بیشتر به گریهکردن یا انزوا گرایش دارند، مردان ممکن است با پرخاشگری، بیقراری، خستگی مفرط، یا حتی فاصلهگرفتن از همسر و نوزاد واکنش نشان دهند. نگرانیهای مداوم درباره آینده، سلامت خانواده، هزینههای زندگی و نقش جدید پدرانه، فشار روانی شدیدی را ایجاد میکند. این وضعیت در مردانی که حمایت عاطفی کافی از همسر، خانواده یا جامعه ندارند، شدیدتر بروز میکند.
یکی از دلایل اصلی تشدید این اختلال، عدم وجود برنامههای رسمی برای مراقبت روانی از پدران است. در بسیاری از کشورها، تمرکز بر سلامت مادر است و پدران حتی در مراجعات درمانی نادیده گرفته میشوند. این در حالی است که نقش فعال پدران در دوران نوزادی، نهتنها برای سلامت روان آنان، بلکه برای رشد عاطفی و امنیت کودک نیز حیاتی است.
برخی کشورهای اسکاندیناوی، با اختصاص مرخصی زایمان به پدران و برگزاری جلسات مشاوره اجباری، تلاش کردهاند نقش پدرانه را پررنگتر و فشارهای روانی این دوران را کاهش دهند. در اروپا و آمریکا نیز کمپینهایی برای آگاهسازی درباره افسردگی پدران راهاندازی شده تا این بحران خاموش بیشتر به رسمیت شناخته شود.
کارشناسان تأکید میکنند که بهترین راه مقابله با PPND، تشخیص زودهنگام، آموزش والدگری، حمایت عاطفی از سوی خانواده و مشاوره تخصصی است. زمانی که جامعه، پدران را نه بهعنوان افراد بینیاز از مراقبت، بلکه بهعنوان شریک برابر در فرآیند تولد و تربیت کودک بپذیرد، سلامت روان خانواده تقویت خواهد شد. اکنون زمان آن فرا رسیده که صدای پدران شنیده شود.