
ماجرای ناپدیدشدن «سما جهانباز» از تیرماه ۱۴۰۱ آغاز میشود؛ زمانی که این دختر ۲۲ ساله به همراه خانوادهاش از اصفهان به شیراز سفر میکند. سما به قصد فروش قطعهای طلای ۲ میلیون تومانی از منزل عمهاش در معالیآباد خارج میشود، اما هرگز بازنمیگردد. تلفن همراهش خاموش میشود و رد او در شهر محو میشود.
پدر سما میگوید مظنون اصلی پرونده در همان روزهای نخست شناسایی شده بود. این فرد با استناد به پرینت تماسهای تلفنی، به اداره آگاهی احضار و بازجویی میشود. وی ابتدا به ارتباط تلفنی با سما اعتراف میکند، اما تنها یک روز بعد، اظهاراتش را انکار کرده و عجیبتر اینکه بازجویی اولیهاش از پرونده حذف میشود. نهایتاً بدون هیچ اتهامی آزاد میگردد.
ماجرا زمانی ابعاد تازهای پیدا میکند که پدر سما تماس مشکوکی دریافت میکند. فردی ناشناس در قبال آزادی دخترش درخواست پول میکند. این تماس با یکی از دوستان سما نیز تکرار میشود، موضوعی که نشان میدهد گوشی تلفن سما در اختیار ربایندگان بوده است.
اما پیچیدگی ماجرا با ارتباط پرونده سما و وحیده.ن، دختر ۱۶ ساله اهل گویم شیراز، نمایان میشود. چند ماه پیش از ناپدید شدن سما، وحیده در مقابل چشمان مادرش توسط یک پژوی مشکی ربوده میشود. گزارشها نشان میدهد او به خانهای در وزیرآباد منتقل شده و در آنجا مورد آزار جنسی قرار گرفته و از او فیلم تهیه شده است.
در تماس تلفنی که وحیده بعدها از یکی از کشورهای همسایه با خانوادهاش برقرار میکند، ادعا میکند که در آن مکان دختری را ملاقات کرده که خود را «سما جهانباز» معرفی کرده و گفته اهل شیراز است و دزدیده شده. صدای ضبطشده این تماس اکنون در اختیار دادگاه کیفری و پلیس است.
بر اساس مستندات موجود در پرونده، متهمان عضو یک شبکه ۲۳ نفرهاند که وظیفه ربایش، حبس، انتقال و گاه قتل کودکان را برعهده دارند. در خانهای اجارهای در منطقه وزیرآباد، آنها کودکان ربودهشده را نگهداری کرده و پس از تکمیل تعداد، آنها را به شهرهای مرزی انتقال میدهند. در آنجا، طبق گزارشها، اعضای بدن این کودکان استخراج و قاچاق میشود.
گزارش پلیس و اعترافات برخی متهمان نشان میدهد که این گروه در مناطق مختلف استان فارس، بهویژه شیراز، فعالیت داشتهاند. دستکم یک خودرو پژو مشکی متعلق به یکی از متهمان شناسایی شده که در چندین عملیات ربایش به کار رفته است.
در همین حال، خانواده «الهه حسیننژاد» نیز با غمی مشابه روبرو شدند. الهه، دختر ۲۴ سالهای که خرداد ۱۴۰۳ در مسیر بازگشت به خانه سوار یک سمند نقرهای میشود، چند روز بعد جسدش در بیابانهای اطراف فرودگاه تهران کشف میشود. راننده خودرو که سابقهدار بوده، در بازجویی اعتراف میکند که به قصد سرقت گوشی، او را به قتل رسانده است.
ارتباط این دو پرونده با یکدیگر هنوز اثبات نشده، اما وجه اشتراک آنها هولناک است: دختران جوان، بدون رد و نشانی، در شهرهای ایران ربوده میشوند، برخی کشته و برخی دیگر به کشورهای همسایه منتقل میشوند، جایی که شاید هنوز زنده باشند… یا نه.