کوچه‌های بوشهر، دوباره صدا دارند!گزارشی از فستیوال موسیقی کوچه بوشهر ۱۴۰۴؛ جایی که نوای نواحی، در دل تاریخ می‌پیچد در بوشهر، وقتی اردیبهشت از راه می‌رسد، باد در کوچه‌ها فقط نمک دریا را نمی‌پراکند، بلکه نغمه‌هایی را هم با خود می‌آورد. نغمه‌هایی که از دل بلوچی، لری، کردی، بندری و حتی افغان برمی‌خیزند و میان دیوارهای کاه‌گلی و پنجره‌های چوبی عمارت‌های قدیمی طنین می‌اندازند. اینجا، کوچه‌های بوشهر فقط گذرگاه نیستند، صحنه‌اند. و این صح...
Pol Plus ۱ سال پیش
۰۰

گزارشی از فستیوال موسیقی کوچه بوشهر ۱۴۰۴؛ جایی که نوای نواحی، در دل تاریخ می‌پیچد

در بوشهر، وقتی اردیبهشت از راه می‌رسد، باد در کوچه‌ها فقط نمک دریا را نمی‌پراکند، بلکه نغمه‌هایی را هم با خود می‌آورد. نغمه‌هایی که از دل بلوچی، لری، کردی، بندری و حتی افغان برمی‌خیزند و میان دیوارهای کاه‌گلی و پنجره‌های چوبی عمارت‌های قدیمی طنین می‌اندازند.

اینجا، کوچه‌های بوشهر فقط گذرگاه نیستند، صحنه‌اند. و این صحنه، قرار است در روزهای ۵ تا ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، میزبان یکی از متفاوت‌ترین فستیوال‌های موسیقی ایران باشد: فستیوال موسیقی کوچه.

جایی برای شنیدن زندگی

فستیوال موسیقی کوچه، از همان روز اولش در سال ۱۳۹۶، قرار نبود یک جشنواره معمولی باشد. سالن نداشت، نورهای رنگی نداشت، صندلی ردیف‌شده نداشت. در عوض، داشت: کوچه، آسمان، باد، آدم‌هایی که کنار هم ایستاده‌اند و صدایی که از دل خاک بالا می‌آید.

در این جشن، نه مخاطب پشت خط‌های صف ایستاده و نه خواننده پشت نور پروژکتورها پنهان شده. اینجا، موسیقی مثل یک هم‌صحبتی قدیمی، بی‌واسطه به دل می‌نشیند. عمارت تاریخی حاج رئیس‌التجار، لوکیشن اصلی فستیوال، با معماری بوشهری و حال‌وهوای سنتی‌اش، انگار ساخته شده برای همین لحظه‌ها: لحظه‌هایی که یک ساز محلی، در میان دیوارهای سنگی و بادگیرهای قدیمی، جان می‌گیرد.

همه صداهای ایران، در یک کوچه

اگر اهل موسیقی نواحی باشید، این فستیوال برایتان مثل دیدن دوستانی قدیمی‌ است. در سال‌های قبل، چهره‌هایی چون فاروق رحمانی از بلوچستان، کبیر معصومی از افغانستان، حسین اصیلی از هرمزگان، و امین فیروزپور از بوشهر، با اجراهایی ناب، تماشاگران را مسحور کردند.

تجربه‌ای فراتر از یک فستیوال؛ کوچه‌هایی که کلاس درس، سفر، کنسرت و سوگواره می‌شوند...

فستیوال موسیقی کوچه، فقط یک رویداد نیست؛ سفری‌ست به عمق فرهنگ شنیداری ایران. سفری که در آن، هم گردشگری می‌کنید، هم با مردم حرف می‌زنید، هم صدای سرزمین را لمس می‌کنید. اینجا، کوچه‌ها فقط گذرگاه نیستند، بلکه کلاس درس‌اند، صفحه سفید خاطرات‌اند، سکویی برای کشف صداهایی فراموش‌شده‌اند.

در کنار موسیقی، وقتش را دارید که کوچه‌گردی کنید، به بازار بوشهر سر بزنید، غذای جنوبی بخورید و شب را با صدای سازهایی که شاید تا دیروز نمی‌شناختید، به صبح برسانید.

مروری بر مسیر کوچه تا امروز

هر جشنواره‌ای یک قصه دارد. قصه کوچه از اسفند ۱۳۹۶ آغاز شد. وقتی بوشهر برای اولین بار صحنه را به گروه‌های مردمی از هرمزگان، کردستان، گیلان، خوزستان و آذربایجان سپرد.
در سال‌های بعد، حتی افغانستان و موسیقی عرب هم در این مهمانی فرهنگی جای گرفتند.

پس از وقفه‌ای طولانی به‌خاطر همه‌گیری کرونا، کوچه دوباره جان گرفت.
اسفند ۱۴۰۲، شب‌هایی با طعم بلوچی، کردی، لرستانی، عربی، آذری و افغان، بوشهر را دوباره به بند موسیقی بست.
و امسال، در اردیبهشت ۱۴۰۴، فستیوال کوچه با نگاهی تازه، ترکیب متفاوتی از ادبیات، موسیقی و سوگواری را رقم زد.

فستیوال امسال؛ از طنین ساز تا آتش خاموشی

آغاز فستیوال ۱۴۰۴ با شبی شاعرانه و نوستالژیک بود. شب «ادبیات کلاسیک» با چهره‌هایی چون مصطفی مستور، رشید کاکاوند و احسان عبدی‌پور، مخاطب را به حال‌وهوای قصه‌های دیروز برد.

اما آنچه کوچه را خاص می‌کند، تلفیق هنر و زندگی‌ست. در شب دوم، بعد از اجرای گروه موسیقی بلوچستان و نمایش «قلندرخونه»، سوگ بندر رجایی، این فستیوال را در میانه راه به خاموشی کشاند.
سوگی که نه فقط یک انفجار، بلکه قلب جنوب بود. برگزارکنندگان، بیانیه‌ای صادر کردند که خودش یک قطعه شعر بود:

«ما وطن‌ایم... و وقتی یکی‌مان آتش می‌گیرد، باقی ساکت می‌شوند... ما کوچه جنوب بودیم، سمت بندرعباسش؛ که آتش زبانه کشیدیم و دیگه تمام شدیم

مردانی که کوچه را ساختند

در پس این رویداد مستقل، دو برادر بوشهری ایستاده‌اند: احسان و ادریس عبدی‌پور. یکی کارگردان و نویسنده، دیگری تهیه‌کننده. آن‌ها نه برای سود، بلکه برای صدایی که نباید خاموش شود، کوچه را ساخته‌اند.

در کنار آن‌ها، چهره‌هایی چون محسن شریفیان، شاهین بهرام‌نژاد، یاسین محمدی، حسین مظفری و دیگران، ساختار اجرایی کوچه را می‌گردانند؛ تیمی که هنر، مدیریت و عشق را در هم آمیخته است.

کوچه فقط یک جشنواره نیست

کوچه فرصتی است برای دیدن آن بخش از ایران که کمتر شنیده شده، اما همیشه بوده. جایی‌ست برای آشتی‌دادن صداها با شهر، آدم‌ها با گذشته، و مسافران با خودشان. آن‌چه فستیوال «کوچه» را از دیگر رویدادهای مشابه متمایز می‌کند، روح آن است؛ روحی که در تار و پود شهر تنیده شده. کوچه در سال‌های گذشته، تبدیل به نمادی از تعامل بی‌واسطه مردم و فرهنگ شده بود. اجراها در خانه‌های تاریخی، کارگاه‌ها در کوچه‌پس‌کوچه‌ها، موسیقی نواحی در دل معماری بوشهری، همه و همه یادآور این بود که فرهنگ قرار نیست از بالا دیکته شود، بلکه باید از دل زندگی بیرون بیاید. اما این بلاتکلیفی‌ها، ضربه‌ای مستقیم به اعتمادی‌ست که سال‌ها با تلاش، گفتگو و همدلی شکل گرفته بود.

فستیوال «کوچه»؛ رویدادی فرهنگی یا میدان سیاست؟

فستیوال «کوچه» شاید در ظاهر یک رویداد هنری باشد، اما در عمل به میدان سنجش رویکردهای فرهنگی کشور تبدیل شده است. از همان ابتدای ماجرا، تناقض‌ها و سکوت‌های طولانی، نگرانی فعالان فرهنگی را دوچندان کرد؛ به‌ویژه در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند نشاط اجتماعی، مشارکت مدنی و سرمایه‌گذاری فرهنگی است.

آیا تصمیم‌گیران فرهنگی کشور، واقعاً به اهمیت این سرمایه‌های مردمی آگاه‌اند؟ یا هر بار باید تا دقیقه نود، میان انکار و اجبار، جشنواره‌ای مثل کوچه را معلق نگاه داشت؟

«کوچه»؛ آزمونی برای بلوغ فرهنگی نهادها

تجربه فستیوال کوچه بوشهر در سال ۱۴۰۴ نه‌فقط یک ماجرا درباره مجوزدهی یا کشمکش‌های رایج فرهنگی بود، بلکه آئینه‌ای تمام‌نما از وضعیت فرهنگی ایران معاصر است. رویدادی مستقل، مردمی و متکی به سرمایه اجتماعی، در گیرودار تفسیرهای سلیقه‌ای، سیاست‌زدگی و بلاتکلیفی گرفتار شد، اما همان مردمی که صاحب اصلی این رویدادند، آن را از مسیر حذف بیرون کشیدند.

از این منظر، فستیوال کوچه را می‌توان نه‌فقط رویدادی هنری، بلکه «آزمونی برای سنجش بلوغ فرهنگی نهادها» دانست؛ آزمونی که نشان داد هنوز فاصله‌ای جدی میان مطالبات فرهنگی جامعه و درک نهادی از مفاهیم فرهنگی وجود دارد.

از همراهی تا همدلی؛ چهره‌هایی که کنار کوچه ایستادند

در میانه فشارها و تردیدها، چهره‌هایی بودند که صدای «کوچه» شدند. از فاطمه مهاجرانی که به‌عنوان سخنگوی دولت حمایت خود را اعلام کرد، تا محمدجواد آذری جهرمی که نوشت: «بگذارید بوشهر بدرخشد». در کنار آن‌ها، برخی از نمایندگان مجلس، هنرمندان مستقل، رسانه‌ها و حتی مردم عادی نیز در فضای مجازی با هشتگ‌هایی چون #کوچه_حق_مردم_است به حمایت برخاستند.

همین همراهی‌های عمومی بود که در نهایت، چرخ اراده را به سمت صدور مجوز چرخاند؛ گرچه دیر، اما هنوز مؤثر.

رویدادهای فرهنگی، زیربنای «سواد اجتماعی»

شاید مهم‌ترین درسی که از فستیوال کوچه می‌توان گرفت، اهمیت سواد اجتماعی-فرهنگی در جامعه‌ای است که روزبه‌روز بیشتر درگیر دوگانه‌هایی مانند «ممنوعیت/مقاومت» و «تبعیض/مطالبه‌گری» می‌شود. چنین فستیوال‌هایی می‌توانند شهروندان را به سمت گفت‌وگو، درک متقابل، و خلق فضاهای مشترک هدایت کنند؛ چیزی که در ادبیات توسعه پایدار از آن به‌عنوان سرمایه فرهنگی زنده یاد می‌شود.

اگر در گذشته، «دانشگاه» و «رسانه» حاملان اصلی فرهنگ بودند، امروز این نقش را به‌طور جدی «رویدادهای فرهنگی محلی» برعهده دارند؛ چراکه آن‌ها مستقیم با مردم، با خاطره‌ها و با فضاهای زیست واقعی در تماس‌اند.

گردشگری فرهنگی؛ نسخه بومی توسعه متوازن

یکی از مهم‌ترین پیامدهای فستیوال کوچه، تثبیت یک مدل موفق از گردشگری فرهنگی بومی است؛ مدلی که بر پایه مشارکت مردم محلی، هویت منطقه‌ای، اقتصاد اجتماعی و تعاملات فرهنگی شکل می‌گیرد. تجربه امسال نشان داد گردشگری، تنها وابسته به بناهای تاریخی یا جاذبه‌های فیزیکی نیست، بلکه می‌تواند بر محور یک رویداد هنری معنا پیدا کند.

در همین فستیوال، حضور هزاران مسافر، تکمیل ظرفیت تمام اقامتگاه‌ها، رونق رستوران‌ها و بازارهای محلی، خود شاهدی است بر این واقعیت. اما برای تثبیت چنین مدل‌هایی، حمایت بلندمدت نهادهای متولی، به‌ویژه وزارت میراث‌فرهنگی و گردشگری، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

«کوچه» و فرصت بازتعریف برند شهری

فستیوال‌هایی مثل کوچه، برند شهری را از سطح «تصویر فیزیکی» به «تجربه‌ی زیسته» ارتقا می‌دهند. آنچه از بوشهر در ذهن هزاران گردشگر و دنبال‌کننده این رویداد نقش می‌بندد، نه فقط تصویر عمارت حاج رئیس یا دریا و ساحل، بلکه حس همدلی، صمیمیت، مقاومت فرهنگی و لذت شنیدن موسیقی نواحی در کوچه‌های زنده یک شهر جنوبی است.

بوشهر با کوچه می‌تواند الگویی برای سایر شهرهای ایران شود؛ الگویی برای «شهرهایی که با فرهنگ خود دیده می‌شوند، نه صرفاً با صنایع یا پروژه‌های عمرانی

آینده «کوچه»؛ راهی برای همگان

«کوچه» با همه فراز و نشیب‌هایش نشان داد که فستیوال‌های فرهنگی، یک کالای لوکس نیستند که حذف یا تعویق‌شان مشکلی ایجاد نکند؛ آن‌ها نیاز جامعه‌اند. نیاز به نفس کشیدن در فضای بسته اجتماعی، نیاز به ارتباط عاطفی با ریشه‌ها، نیاز به تجربه‌ای جمعی از شادی، اندوه و زیستن.

اگر سیاست‌گذاران فرهنگی کشور، چنین فستیوال‌هایی را صرفاً یک رویداد مناسبتی ببینند، نقش اساسی آن‌ها در بازسازی سرمایه اجتماعی، بازتعریف فرهنگی و توسعه پایدار از بین خواهد رفت.

حالا که چهارمین کوچه با همه تلخی‌ها و شیرینی‌ها برگزار شد، شاید وقت آن رسیده که برای سال‌های آینده، نقشه راهی شفاف، حرفه‌ای و مشارکتی تدوین شود:

  • حمایت نهادی بدون دخالت در محتوا
  • پیوند فستیوال با برنامه‌های توسعه محلی
  • تعریف استانداردهای رسانه‌ای برای پوشش بی‌طرفانه
  • همکاری با فعالان گردشگری و برندینگ شهری
  • و مهم‌تر از همه، گوش دادن به صدای مردم

کوچه کوتاه بود اما پُرمعنا

فستیوال ۱۴۰۴، هرچند به‌خاطر فاجعه دلخراش انفجار در بندر رجایی زودتر از موعد به پایان رسید، اما تا همان شب‌های اول هم نشان داد که چقدر نیاز به چنین فضاهایی وجود دارد. استقبال مردم، پخش ویدیوها در شبکه‌های اجتماعی، واکنش چهره‌های فرهنگی و سیاسی، همگی نشان می‌دهد که کوچه دیگر فقط یک جشن نیست؛ یک مطالبه اجتماعی است.

سخن آخر؛ نگذاریم «کوچه» به بن‌بست برسد

امروز بیش از همیشه به سیاست فرهنگی پایدار، شفاف و مردم‌محور نیاز داریم. سیاستی که نه از سر اجبار، بلکه از سر باور به فرهنگ بومی و زیست اجتماعی شکل بگیرد.

«کوچه» بوشهر باید به جایگاهی بازگردد که شایسته آن است: یک جشن فرهنگی، مستقل، بی‌واسطه و مردمی. اما این مسیر تنها با حضور، حمایت و پافشاری مردم، رسانه‌ها و چهره‌های تأثیرگذار ممکن خواهد شد.

و شاید سال آینده، وقتی دوباره در اردیبهشت بوشهر قدم می‌زنیم، کوچه‌ها فقط پر از موسیقی نباشند، بلکه لبریز از اعتماد بازیافته باشند...

کوچه، مثل نامش، کوچک است اما عمیق. صمیمی است اما پرقدرت. و مهم‌تر از همه، بی‌واسطه است. بی‌واسطه با دل‌ها، با خاطره‌ها، با مردمی که هنوز بلدند شادی را از میان سختی‌ها بیرون بکشند.

شاید این جمله، امروز شعار فستیوال باشد، اما فردا می‌تواند منشور فرهنگی یک ملت باشد:

«در بوشهر، هیچ کوچه‌ای بن‌بست نیست...»

۰۰
نظرات (0)
.
برای استفاده از مطالب پُل+، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وب‌سايت نیز برای شرکت پُل+ است.