مصاحبه با پدرام علی‌زاده، طراح لباس
برش‌هایی از سرگذشت؛ پسر سمپادی که طراح لباس شدوقتی صدای چرخ خیاطی برای کودکی چهارساله، لالایی شب و صدای بیداری صبح باشد، بعید نیست سال‌ها بعد، آن کودک لباس‌هایی بدوزد که قصه بگویند؛ قصه‌ای از رنگ، جسارت و خیال.پدرام علی‌زاده، طراح لباس جوانی‌ست که از دل گرمای اهواز برخاسته، مسیر دانشگاهش را از اصفهان آغاز کرده و حالا در قلب استانبول، لباس‌هایی طراحی می‌کند که گویی برای شخصیت آدم‌ها ساخته شده‌اند، نه صرفاً برای تن‌شان. او فرزند مادری‌ست که خود...
Pol Plus ۱ سال پیش
۰۰

وقتی صدای چرخ خیاطی برای کودکی چهارساله، لالایی شب و صدای بیداری صبح باشد، بعید نیست سال‌ها بعد، آن کودک لباس‌هایی بدوزد که قصه بگویند؛ قصه‌ای از رنگ، جسارت و خیال.
پدرام علی‌زاده، طراح لباس جوانی‌ست که از دل گرمای اهواز برخاسته، مسیر دانشگاهش را از اصفهان آغاز کرده و حالا در قلب استانبول، لباس‌هایی طراحی می‌کند که گویی برای شخصیت آدم‌ها ساخته شده‌اند، نه صرفاً برای تن‌شان.

او فرزند مادری‌ست که خودش خیاط بود، اما هرگز نمی‌خواست پسرش وارد این مسیر شود. اما پدرام، با پشت سر گذاشتن مسیر دشواری از مخالفت‌ها و انتخاب‌های خلاف جریان، امروز صاحب امضای هنری خودش است: طراحی‌هایی سرشار از جزئیات پنهان، روایت‌های خیال‌انگیز و درک عمیق از روان مخاطب.

از ترک رشته پرستاری و انصراف بی‌خبرانه از دانشگاه گرفته تا خلق لباس‌هایی بر پایه داستان پری‌های دریایی و رنگ‌هایی که جسارت را در دل مشتری زنده می‌کنند، زندگی او چیزی بیش از یک حرفه است. طراحی برایش یک زبان است؛ زبانی که در آن هر یقه، هر برش، و هر نخ، حرفی برای گفتن دارد.

گفتگوی مجله پل با این طراح جوان را از نظر می گذرانیم:

لطفاً یک معرفی کلی از خودتان داشته باشید و بفرمایید داستان زندگی حرفه‌ای‌تان چگونه آغاز شد؟
بله حتماً. من پدرام علی‌زاده هستم، ۲۶ ساله، اصالتاً اهوازی. حدود هفت سالی هست که در استانبول زندگی می‌کنم و در همین مدت در زمینه طراحی لباس، به‌ویژه لباس عروس، به‌صورت حرفه‌ای فعالیت می‌کنم.
مدرک لیسانسم را در رشته طراحی لباس از دانشگاه اصفهان گرفتم. هرچند تحصیلم در ایران به‌طور کامل به پایان نرسید، اما فعالیت حرفه‌ایم را خیلی زود آغاز کردم. در طی این سال‌ها با بیش از ده مزون و برند مختلف در استانبول همکاری داشتم و دو سالی هست که به‌صورت مستقل کار می‌کنم و برند شخصی خودم را راه‌اندازی کرده‌ام.

اولین جرقه‌ای که باعث شد تصمیم بگیرید طراح لباس شوید، چه زمانی در ذهن‌تان زده شد؟
اگر بخواهم دقیق بگویم، علاقه‌ام به طراحی لباس از سه‌، چهار سالگی شکل گرفت. مادرم طراح لباس و خیاط ماهری بود و مزون خودش را داشت. من از کودکی همیشه در فضای مزون، بین پارچه‌ها و چرخ خیاطی‌ها بودم و به نوعی در آن فضا بزرگ شدم. همین محیط باعث شد از همان سن کم به طراحی لباس علاقه‌مند شوم.

اولین لباسی که طراحی کردید، چه زمانی بود؟
اولین طراحی‌های من در همان دوران کودکی بود. یادم هست با تکه‌پارچه‌هایی که از مزون مادرم برمی‌داشتم، برای عروسک‌ها لباس‌های کوچک و مینیاتوری می‌دوختم. اما اولین لباس رسمی‌ام یک لباس عروس بود که برای پروژه ترم آخر دانشگاه طراحی و دوخته بودم.

از خیاط‌خانه مادر تا کارگاه طراحی امروز

در بخشی از صحبت‌هایتان اشاره کردید که مادرتان هم طراح لباس بوده و شما از کودکی با فضای پارچه و چرخ خیاطی آشنا بودید. لطفاً ما را با خودتان به آن روزها ببرید. فضای کودکی‌تان چطور بود؟

بله، واقعیت این است که فضای طراحی لباس از همان سال‌های کودکی با من همراه بود. چرخ خیاطی، سوزن، قیچی، پارچه و مشتری، همه و همه بخشی از دنیای روزمره من بودند. مادرم خیاط و طراح لباس بود و در خانه‌مان همیشه صدای چرخ خیاطی شنیده می‌شد. من با اشتیاق و علاقه زیاد آن فضا را دنبال می‌کردم؛ حضور در مزون برایم هیجان‌انگیز بود، اما در عین حال، مادرم تلاش می‌کرد من را از این مسیر دور نگه دارد.

خانواده‌تان از ورود شما به این حرفه حمایت کردند؟

موضوع جالبی است. با اینکه مادرم خودش طراح لباس و صاحب مزون بود، اما در ابتدا خانواده‌ام موافق نبودند که من، به‌عنوان یک پسر، وارد این حرفه شوم. مثل خیلی از خانواده‌ها، تصورشان این بود که طراحی لباس کاری زنانه است. اما من از کودکی بین پارچه‌ها، چرخ‌های خیاطی و مشتری‌ها بزرگ شدم. در واقع علاقه‌ام از همان دوران شکل گرفت. با گذر زمان و مشاهده پیشرفت‌هایم، خانواده‌ام نیز حمایت کردند و امروز یکی از مشوقان اصلی من هستند.

علت مخالفت خانواده با ورود شما به دنیای طراحی لباس چه بود؟

مادرم از نزدیک سختی‌های این شغل را دیده بود. همیشه به من می‌گفت: «من می‌دانم چقدر این کار سخت است. دوست دارم کاری را انتخاب کنی که درآمد مناسب داشته باشد و در عین حال زحمت جسمی زیادی نداشته باشد.» برای همین، از همان ابتدا به من پیشنهاد می‌داد در مسیرهایی مثل پزشکی، مهندسی یا وکالت قدم بردارم. این‌طور بود که سال‌های مدرسه‌ام به‌طور کامل در مسیر علمی گذشت و حتی در دبیرستان در مدرسه سمپاد (تیزهوشان) تحصیل می‌کردم.

در نهایت چه شد که تصمیم گرفتید مسیر طراحی لباس را انتخاب کنید؟

در ابتدا مسیر تحصیلی‌ام همان‌طور که خانواده می‌خواستند پیش رفت. در کنکور، رشته پرستاری قبول شدم و خانواده‌ام بسیار خوشحال بودند. حتی پیشنهاد کردند ابتدا وارد پرستاری شوم و بعد دوباره برای رشته پزشکی تلاش کنم. اما در همین دوره، یکی از دوستانم که واقعاً به من نزدیک بود، حرفی زد که مسیرم را تغییر داد. گفت: «اگر واقعاً به طراحی لباس علاقه داری، به هیچ‌کس جز دلت گوش نده.» همان شبانه، تصمیم گرفتم و از رشته پرستاری انصراف دادم و بدون اینکه به کسی اطلاع دهم، در رشته طراحی لباس ثبت‌نام کردم. طبیعی بود که این تصمیم با مخالفت شدید خانواده، به‌ویژه مادرم، مواجه شود.

واکنش خانواده بعد از ثبت‌نامتان در رشته طراحی لباس چگونه بود؟

مادرم برایم کتاب‌های کنکور می‌فرستاد و مدام تاکید می‌کرد که در کنار این درس، برای کنکور بعدی بخوانم. حمایتی در کار نبود. اما حالا که می‌بینند چقدر در این مسیر پیشرفت کرده‌ام، نظرشان به‌طور کامل تغییر کرده است.

آیا طراحی لباس می‌تواند برای یک طراح، منبع درآمد پایدار و مناسبی باشد؟ چون خیلی‌ها هنوز می‌گویند «طراحی لباس نون ندارد»...

قطعاً طراحی لباس می‌تواند منبع درآمد بسیار خوبی باشد، به‌شرطی که شما خلاق، مبتکر و بازارشناس باشید. باید مخاطب هدفتان را بشناسید، نیازهایش را درک کنید و برای او «چیزی برای ارائه» داشته باشید. اگر دقیق و هدفمند عمل کنید، درآمد بالایی هم خواهید داشت.

سختی‌های این حرفه چیست؟ همان چیزهایی که باعث شد مادرتان مانع ورودتان به این مسیر شود؟

سختی‌ها کم نیستند. این کار در ظاهر هنری و شیک است، اما در واقع فشار جسمی بالایی دارد. از شب‌زنده‌داری‌های مداوم گرفته تا مشکلات جسمی مانند دردهای کمر، ضعف بینایی، زخم‌ شدن انگشت‌ها، و خستگی‌های مفرط. گاهی مشتری‌ها سفارش‌هایی برای دو روز آینده می‌دهند، درحالی‌که کارشان بسیار زمان‌بر است. قبول این سفارش‌ها به‌خاطر انگیزه مالی، فشار زیادی به بدن و روان وارد می‌کند. من تمام این سختی‌ها را در مادرم دیده‌ام و می‌دانم اگر مراقب نباشم، آینده من هم مشابه خواهد بود.

آیا قبل از مهاجرت به ترکیه، در ایران هم فعالیت حرفه‌ای داشتید؟
بله، از ترم دوم دانشگاه فعالیت جدی‌ام شروع شد. علاقه‌مند شدم به طراحی لباس‌های مشاغل، مخصوصاً پیش‌بند برای کافه‌ها، رستوران‌ها و آرایشگاه‌ها. آن زمان این نوع طراحی خیلی رایج نبود و من یک پیج اینستاگرام برای این موضوع راه‌اندازی کردم. حدود سه سال هم فروش خیلی خوبی داشتم و این پروژه کوچک تبدیل به یک استارت‌آپ شد.

چطور شد که تصمیم گرفتید به استانبول مهاجرت کنید؟
اول خانواده‌ام به استانبول آمدند و من برای مدتی در ایران تنها مانده بودم. اما با توصیه و حمایت خانواده، مخصوصاً مادرم، به این نتیجه رسیدم که در استانبول فرصت‌های بیشتری برای پیشرفت دارم. شرایط کووید هم باعث شد که بیشتر به این فکر بیفتم. در نهایت تصمیم گرفتم به استانبول بیایم و به‌صورت جدی وارد فضای کاری شوم.

فکر می‌کنید اگر در ایران می‌ماندید، به همان میزان پیشرفت می‌کردید؟
راستش را بخواهید نه. من در دانشگاه اساتید خوبی نداشتم و سطح آموزش خیلی پایین بود. تمرین‌هایی که از ما خواسته می‌شد با استانداردهای حرفه‌ای فاصله داشت. مثلاً یادم هست طراحی‌هایی که در دو ترم اول انجام می‌دادیم هیچ ارتباطی با دنیای واقعی مد نداشت. بعضی درس‌ها برایم جذاب بود، مثل طراحی مفهومی یا چاپ، ولی کافی نبود.

به‌نظر شما تحصیلات آکادمیک در هنر و طراحی چقدر اهمیت دارد؟ آیا تجربه می‌تواند جای آن را بگیرد؟
این سؤالی است که همیشه از طراحان پرسیده می‌شود و پاسخ آن هم مطلق نیست. کسی که فقط تجربه دارد، معتقد است تجربه همه چیز را می‌سازد. اما کسی که آکادمیک تحصیل کرده، به اهمیت علم و مبانی نظری اشاره می‌کند. به‌نظر من هر دو لازم است. علم طراحی به ما ساختار و اصول می‌دهد، اما تجربه است که ما را در میدان واقعی رشد می‌دهد.

شما به‌عنوان یک طراح فعال، حتماً با این چالش مواجه شده‌اید: آیا تحصیلات آکادمیک در هنر تأثیرگذار است؟ یا تجربه عملی مهم‌تر است؟ چه توصیه‌ای برای جوانانی دارید که تازه می‌خواهند وارد این مسیر شوند؟

بله، این یکی از پرتکرارترین سؤالاتی است که روزانه از من در پیام‌های خصوصی اینستاگرام پرسیده می‌شود: «تحصیلات آکادمیک بهتر است یا مسیر تجربی؟» پاسخ من همیشه این است که هر دو بُعد، جایگاه خاص خود را دارند. تحصیلات آکادمیک در یادگیری مبانی هنر بسیار مؤثر است. مثلاً در دانشگاه چیزهایی مانند کادربندی، تناسبات، و زیبایی‌شناسی را به‌صورت اصولی یاد می‌گیرید. از طرفی داشتن مدرک دانشگاهی در کشورهایی مانند ایران، می‌تواند در فرآیند مهاجرت هم مفید باشد.

اما در دنیای واقعی مد، تجربه اهمیت کلیدی دارد. به یاد دارم زمانی که برای اولین بار وارد یک مزون در استانبول شدم، پورتفولیوی کاملی از طراحی‌ها، رزومه و نمونه کارهایم آماده کرده بودم. وقتی آنها را ارائه دادم، مدیر مزون حتی نگاه هم نکرد. تنها گفت: «این‌ها کاغذ هستند. من به تو یک هفته فرصت می‌دهم، این لباس‌ها را برایم بدوز.» و از همان‌جا متوجه شدم که در عمل، آنچه اهمیت دارد، توانایی اجرای واقعی است نه فقط طراحی روی کاغذ.

اگر یک نوجوان ۱۶ یا ۱۷ ساله این مصاحبه را بخواند، شما به‌عنوان کسی که این مسیر را طی کرده، چه توصیه‌ای برای او دارید؟

توصیه من این است که ابتدا خودتان را بشناسید. اگر عاشق طراحی هستید، چه به‌صورت تجربی و چه آکادمیک، از هر فرصتی برای یادگیری استفاده کنید. دانشگاه می‌تواند به شما نظم، ساختار و دانش تئوریک بدهد؛ اما کارگاه، مزون، تولیدی و حتی دوختن لباس برای یک عروسک، همان‌جایی است که مهارت واقعی ساخته می‌شود. هیچ‌گاه صرفاً به مدرک تکیه نکنید. ترکیب علم و تجربه مسیر مطمئن‌تری است.

به‌عنوان یک طراح فعال در صنعت مد، چه آینده‌ای برای مد ایران پیش‌بینی می‌کنید؟

مد در ایران به‌خصوص در سال‌های اخیر، با خلاقیت و انرژی زیادی روبه‌رو شده است. طراحان جوان ایرانی جسارت زیادی دارند و با وجود محدودیت‌ها، آثار قابل توجهی خلق می‌کنند. اما همچنان به فضای بازتر، امکانات بهتر و ارتباط بیشتر با بازار جهانی نیاز داریم. امیدوارم نسل جدید طراحان ایرانی بتوانند با حفظ هویت فرهنگی، حضور پررنگ‌تری در صحنه جهانی مد پیدا کنند.

بررسی صنعت مد ایران از نگاه پدرام علی‌زاده

نظرتان درباره طراحان لباس ایرانی چیست؟ فضای مد ایران را چگونه می‌بینید؟

به نظر من طراحی در ایران طی سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. ما طراحان بسیار خلاقی داریم که با امکانات محدود، آثار متفاوت و تأثیرگذاری خلق می‌کنند. نکته مهم درباره طراحان ایرانی این است که به دلیل فرهنگ غنی کشور، دست‌شان برای الهام‌گیری باز است. مثلاً بسیاری از دانشجویان یا طراحان جوان در ایران، برای طراحی اولین کالکشن خود به معماری تاریخی، پارچه‌های سنتی، داستان‌ها و عناصر فرهنگی ایرانی رجوع می‌کنند و از آن‌ها به عنوان منبع الهام استفاده می‌کنند.

آیا سبک طراحی ایرانی ویژگی خاصی دارد که آن را متمایز کند؟

بله، یکی از مشخصه‌های بارز طراحی لباس در ایران جزئیات بالا و تزئینات زیاد است. طراحان ایرانی معمولاً سعی می‌کنند طراحی خاص و متفاوتی ارائه دهند که در آن المان‌های متعددی ترکیب شده باشد. ممکن است یک پیراهن به‌تنهایی شامل آن‌قدر طراحی جزئی و زیبا باشد که بتوان آن را به چند طراحی جداگانه تقسیم کرد. البته این موضوع، گاهی باعث می‌شود طراحی‌ها شلوغ‌تر از استاندارد جهانی به نظر برسد، اما این مسئله بیشتر به دلیل غنای فرهنگی ماست. ما منابع الهام فراوانی داریم و همین باعث می‌شود طراحی‌های ما از نظر بصری غنی‌تر باشد.

شما در کشورهای مختلفی از جمله ایران، ترکیه و امارات فعالیت کرده‌اید. آیا می‌توانید مقایسه‌ای میان فضای مد در این کشورها داشته باشید؟

البته. در ایران، همان‌طور که گفتم، طراحان بیشتر تمرکز را روی خلق آثار خاص، دارای جزئیات زیاد و الهام‌گرفته از فرهنگ و هنر ایرانی می‌گذارند. در ترکیه و امارات اما فضا متفاوت است. به‌ویژه در ترکیه، گرایش به سادگی و مینیمالیسم بیشتر دیده می‌شود. در این کشورها، کیفیت دوخت، انتخاب متریال و ارائه تمیز و منظم لباس اهمیت بالایی دارد. آن‌ها معمولاً طراحی‌های ساده با جلوه‌ای ظریف را ترجیح می‌دهند، نه صرفاً طرح‌های پیچیده یا پرجزئیات.

در میان بخش‌های مختلف فرهنگ ایرانی، به نظر شما کدام بخش بیشترین ظرفیت الهام‌بخشی برای طراحی لباس را دارد؟

به‌نظرم معماری تاریخی ایران یکی از مهم‌ترین منابع الهام برای طراحان لباس است. خود من وقتی روی یک پروژه طراحی کار می‌کنم، معمولاً از معماری الهام می‌گیرم. البته منظورم این نیست که مستقیم فرم یک ساختمان را به لباس تبدیل کنیم، چون آن‌طور نتیجه خوبی حاصل نمی‌شود. بلکه باید از خطوط، ترکیب‌بندی‌ها، بافت‌ها یا حتی طاق و قوس‌هایی که در معماری وجود دارد ایده گرفت و آن را به شکل یک یقه یا فرم خاصی در لباس پیاده کرد.

به‌طور کلی، به نظر شما طراحان ایرانی در سطح جهانی چه جایگاهی دارند؟ آیا پتانسیل جهانی شدن در آن‌ها دیده می‌شود؟

صد درصد. طراحان ایرانی نه‌تنها خلاقیت بالایی دارند، بلکه به‌دلیل آشنایی با عناصر فرهنگی منحصربه‌فرد، می‌توانند آثار متمایزی خلق کنند. اما برای جهانی شدن، نیاز به زیرساخت‌هایی مانند ارتباط با بازار جهانی، آشنایی با استانداردهای بین‌المللی و حضور در فشن‌ویک‌ها وجود دارد. در حال حاضر، ایران در دایره جهانی مد شاید هنوز در مرکز نباشد، اما قطعاً جایگاهی برای حضور دارد و اگر زمینه‌سازی لازم انجام شود، می‌توانیم شاهد حضور پررنگ‌تری از طراحان ایرانی در پلتفرم‌های بین‌المللی مانند پاریس، لندن و نیویورک باشیم؛ همان‌طور که اکنون در برخی عرصه‌های هنری دیگر، ایرانی‌ها درخشیده‌اند.

با کمال میل. در ادامه، بخش سوم این گفت‌وگو را هم در قالب رسمی و درست‌نویسی‌شده تنظیم کرده‌ام تا هماهنگ با لحن دو بخش قبلی باشد:

موانع جهانی شدن مد ایران

به نظر شما چرا با وجود این‌همه استعداد، طراحی لباس در ایران تاکنون آن‌طور که باید جهانی نشده است؟ چه موانعی وجود دارد؟

سؤال بسیار مهمی است. به نظر من، یکی از اصلی‌ترین موانع، نبود بستر مناسب برای ارائه (پرزنت) حرفه‌ای آثار است. طراحان ایرانی واقعاً آثار درخشانی خلق می‌کنند و من شخصاً بارها در فضای مجازی، به‌ویژه اینستاگرام و بخش اکسپلور، طراحی‌هایی دیده‌ام که از نظر خلاقیت، فرم، ترکیب رنگ و اجرا در سطح بین‌المللی هستند. اما مسئله اینجاست که این آثار معمولاً در فضایی محدود، بدون دکور، نور مناسب، یا حتی مدل حرفه‌ای نمایش داده می‌شوند.

ما نمی‌توانیم از یک لباس فاخر، که نیاز به فضاسازی هنری و استیج حرفه‌ای دارد، انتظار داشته باشیم که با یک شال یا مقنعه ساده و در یک فضای بسته با محدودیت‌های تصویری، تمام زیبایی و جزئیات آن به چشم بیاید. پرزنتیشن در صنعت مد، نیمی از ماجراست.

یعنی مشکل فقط در ارائه است یا عوامل دیگری هم دخیل هستند؟

قطعاً عوامل متعددی نقش دارند. اول از همه محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی داخل کشور است که باعث می‌شود بسیاری از طراحان نتوانند ایده‌های خود را به‌طور کامل به نمایش بگذارند. دوم اینکه دسترسی محدود به پلتفرم‌های بین‌المللی باعث می‌شود صدای طراحان ایرانی کمتر به گوش مخاطبان جهانی برسد. حتی اگر طراحی بسیار خوبی داشته باشیم، نبود ارتباط حرفه‌ای با بازارهای بین‌المللی، فشن‌ویک‌ها، نمایشگاه‌ها و رسانه‌های تخصصی مد، مانعی بزرگ است.

آیا می‌توان گفت اگر این محدودیت‌ها نبودند، طراحان ایرانی می‌توانستند در سطح جهانی رقابت کنند؟

بی‌هیچ شکی، بله. استعداد در طراحان ایرانی موج می‌زند. آنچه کم داریم، ساختار است. ساختاری برای معرفی، دیده شدن، ارتباط با بازار جهانی، تولید انبوه و حتی برندینگ. ما نیاز داریم کسانی در کنار این طراحان باشند که به‌صورت تخصصی در زمینه مارکتینگ، مدیا، برندینگ و صادرات مد کار کنند. در غیر این صورت، این استعدادها به‌سادگی خاموش می‌شوند یا در همان دایره محدود داخلی باقی می‌مانند.

به نظر شما چه راهکارهایی برای عبور از این موانع وجود دارد؟

ما نیاز به چند اقدام اساسی داریم:

  1. ایجاد فضاهای حرفه‌ای برای ارائه آثار؛ از فشن‌شوهای مستقل گرفته تا گالری‌های هنری مد.
  2. برگزاری ورکشاپ‌ها و دوره‌های بین‌المللی برای آموزش نحوه ورود به بازار جهانی.
  3. حمایت نهادهای فرهنگی و اقتصادی از طراحان جوان برای شرکت در فستیوال‌ها و نمایشگاه‌های خارجی.
  4. استفاده از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی برای معرفی مد ایرانی در دنیا.
  5. و مهم‌تر از همه، توسعه پلتفرم‌های دیجیتال ایرانی برای نمایش حرفه‌ای‌تر آثار طراحان، به‌ویژه به زبان انگلیسی.

اگر این زیرساخت‌ها فراهم شود، قطعاً طراحان ایرانی می‌توانند در بین بازیگران اصلی صنعت مد جهانی جای بگیرند.

اگر شما فرصتی داشتید که برای ارتقای صنعت مد ایران اقدامی مؤثر انجام دهید، چه گامی برمی‌داشتید؟

اگر بخواهم یک قدم مؤثر بردارم، قطعاً دوره‌های تجربی، کارگاهی و تعاملی بیشتری برگزار می‌کردم. فضاهایی که طراحان جوان و علاقه‌مندان بدون فشار تئوری و مدرک، بتوانند کار واقعی را لمس کنند. از طرفی، برگزاری فشن‌شوهای فرهنگی و مستقل، با حضور هنرمندان و طراحان داخلی، می‌توانست به درک بهتر عموم جامعه از این حوزه کمک کند و انگیزه‌ای برای ادامه مسیر باشد. به‌نظرم فرهنگ‌سازی در زمینه ارزش مد و طراحی، از آن‌چه فکر می‌کنیم مهم‌تر است.

به نظر شما چرا هیچ‌گاه طراحان ایرانی در سراسر دنیا نتوانسته‌اند زیر یک چتر واحد برای معرفی مد ایرانی فعالیت کنند؟ چرا «هفته مد ایرانی» شکل نگرفته؟

این نکته بسیار دقیقی‌ست. واقعیت این است که طراحان لباس، برخلاف ظاهر هنرمندانه‌، معمولاً افرادی با دیدگاه‌های شخصی بسیار قوی هستند. طراحی لباس یک بیان فردی‌ست. هر کس به استایل خودش وفادار است و همین باعث می‌شود همکاری میان چند طراح در یک پروژه مشترک، کار دشواری باشد.

اما اگر منظورتان از «چتر واحد»، یک ساختار ملی یا بین‌المللی برای نمایش طراحی‌های ایرانی است، مانند هفته مد پاریس یا نیویورک، باید بگویم چنین پلتفرمی تاکنون شکل نگرفته، زیرا ما زیرساخت، حمایت و فضای اجرایی مناسب نداشته‌ایم. اکثر طراحانی که موفق شده‌اند، مجبور به ترک ایران بوده‌اند. در داخل، محدودیت‌های فرهنگی، قانونی و اجرایی، مانع اجرای نمایش‌های مد با استاندارد بین‌المللی می‌شود.

شما اشاره کردید که نمی‌توان این حرفه را از سیاست و شرایط اجتماعی کشور جدا کرد. آیا این مانع بزرگی است؟

بله، قطعاً. طراحی لباس، به‌ویژه وقتی وارد حوزه‌های نمایش و معرفی می‌شود، شدیداً با چارچوب‌های فرهنگی و قانونی در ارتباط است. شما نمی‌توانید بدون مجوز، بدون درنظر گرفتن حساسیت‌های اجتماعی، یک فشن‌شو برگزار کنید. حتی نحوه عکاسی و فضاسازی هم محدود است. بنابراین اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، مسیر رشد و جهانی‌شدن برای طراحان مقیم ایران بسیار دشوارتر است.

امروزه رسانه‌ها، به‌خصوص اینستاگرام، بستری قدرتمند برای معرفی آثار هنری هستند. به نظر شما نقش رسانه در رشد صنعت مد ایران چقدر مهم است؟

رسانه، به‌ویژه پلتفرم‌های دیجیتال، تنها ابزاری است که طراحان ایرانی در حال حاضر در اختیار دارند. اینستاگرام، یک ویترین شخصی برای هر طراح لباس شده است. شاید کسی امکان برگزاری شو روم نداشته باشد، اما می‌تواند از طریق شبکه‌های اجتماعی، خود را معرفی کند، با مشتریان ارتباط بگیرد و هویت هنری‌اش را ارائه دهد. به‌شرط آن‌که به کیفیت بصری، نوع عکاسی و نحوه معرفی آثار توجه شود.

خیلی از طراحی‌هایی که امروز در فضای مجازی می‌بینیم، فوق‌العاده خلاقانه‌اند. اما چون در فضایی محدود، با نورپردازی و فضاسازی نامناسب نمایش داده می‌شوند، آن‌طور که باید دیده نمی‌شوند. اگر همان لباس در یک فضای حرفه‌ای عکاسی شود، قطعاً تأثیرگذارتر خواهد بود.

در نهایت، شما به عنوان یک طراح فعال و مهاجر، فکر می‌کنید راه جهانی‌شدن مد ایرانی از کجا می‌گذرد؟

جهانی‌شدن، نیاز به سه عنصر دارد:

  1. آزادی در بیان هنری
  2. زیرساخت برای نمایش و توزیع آثار
  3. رسانه‌ای قوی برای روایت هویت مد ایرانی

ما طراحان بسیار توانمندی داریم. اما اگر بخواهیم دیده شویم، باید خودمان روایت‌گر آثارمان باشیم. باید یاد بگیریم چطور کار خود را مستندسازی کنیم، چطور با جهان تعامل کنیم، و چطور مرزهای محدودیت را با خلاقیت رد کنیم.

طراحی لباس؛ از تکنیک تا فلسفه

از نگاه شما، طراحی لباس صرفاً یک مهارت فنی است یا می‌تواند یک بیان فلسفی و احساسی هم باشد؟

به نظر من طراحی لباس هر دو جنبه را دارد؛ هم تکنیک است، هم فلسفه. این بستگی به خود طراح دارد که بخواهد کدام بُعد را در آثارش بیشتر پرورش دهد. مهارت و تکنیک پایه‌ای‌ترین چیزهاست؛ اما اگر دل‌تان بخواهد مفهوم یا احساس خاصی را منتقل کنید، آن‌جاست که طراحی به یک زبان هنری تبدیل می‌شود. طراحی می‌تواند صرفاً برای زیبایی باشد، یا حامل یک روایت، یک پیام یا حتی یک اعتراض باشد.

شخصاً، شما چه پیام یا احساسی را در طراحی‌هایتان منتقل می‌کنید؟

طراحی‌های من عمدتاً سفارشی‌دوزی هستند، یعنی کاملاً بر اساس سلیقه مشتری و خلاقیت شخصی من شکل می‌گیرند. اما آنچه می‌توانم بگویم امضای من است، توجه ویژه به جزئیات است. من دوست دارم کسی که لباس را می‌پوشد، بعد از رنگ و فرم کلی، وقتی وارد جزئیات می‌شود، شگفت‌زده شود. مثلاً ممکن است یک دوخت مخفی یا یک عنصر تزئینی خیلی خاص در جایی قرار گرفته باشد که تنها با دقت زیاد دیده شود. آن جزئیات کوچک، به نظرم بزرگ‌ترین اثر را دارند.

در طراحی لباس، روان‌شناسی مخاطب چقدر نقش دارد؟

روان‌شناسی برای من نقش بسیار کلیدی دارد. من همیشه در ابتدا با مشتری گفت‌وگو می‌کنم، سؤالاتی درباره شغل، سبک زندگی، اعتمادبه‌نفس و حتی نقاط قوت و ضعف ظاهری‌اش می‌پرسم. با شنیدن حرف‌هایشان، متوجه می‌شوم شخصیتشان چیست. مثلاً اگر فردی خجالتی باشد ولی درونش جسارت زیادی پنهان کرده باشد، تلاش می‌کنم این ویژگی را با طراحی لباس بیرون بکشم—مثلاً با رنگ جسور یا یقه‌ای متفاوت. طراحی برای من یعنی ترجمه شخصیت به پارچه.

در مقابل روان‌شناسی فردی، آیا جامعه‌شناسی و ترندهای روز هم در طراحی شما تأثیر دارند؟

من هیچ‌وقت خودم را درگیر ترندهای روز نکرده‌ام. احساس می‌کنم ترند بیشتر برای بازار و فروش انبوه است، نه برای طراحی خاص. من مشتری‌های خاص خودم را دارم و اگر روزی هم برند مستقلی راه بیندازم، ترجیح می‌دهم آنچه را که به آن باور دارم طراحی کنم، نه آنچه مد شده است. گاهی ایده‌ای دارم که شاید با ترند روز هماهنگ نباشد، ولی چون از دلم می‌آید و واقعی است، می‌دانم می‌تواند تأثیرگذار باشد.

آیا تا به حال لباسی طراحی کرده‌اید که پشت آن داستانی خاص یا تجربه‌ای شخصی باشد؟

بله، یک‌بار برای پروژه‌ای خاص لباسی طراحی کردم که الهام‌گرفته از پری‌دریایی بود. از کودکی به این مفهوم علاقه داشتم. لباس، حالت خیس داشت، رنگش آبی بود، و از آیتم‌هایی مانند صدف استفاده کرده بودم، ولی نه به‌صورت مستقیم یا کلیشه‌ای. سعی کردم حس رهایی و خیال‌انگیزی را از طریق فرم و متریال منتقل کنم، نه با تصویرسازی سطحی.

الهام هنری شما از کجا می‌آید؟

سبک کاری من بیشتر به سمت سورئالیسم متمایل است. علاقه‌مندم به خلق لباس‌هایی که فراتر از فرم و کاربرد باشند و شبیه یک اثر هنری به‌نظر برسند. دوست دارم طراحی‌هایم مرز واقعیت و خیال را لمس کنند. گاهی از طبیعت الهام می‌گیرم، گاهی از یک خاطره، و گاهی از یک شیء فراموش‌شده.

به‌نظر شما امضای شخصی در طراحی چقدر اهمیت دارد؟ امضای شخصی شما چیست؟

بسیار زیاد. امضای طراح یعنی هویت هنری او. بعضی از طراح‌ها فقط با نحوه انتخاب پارچه، یا حتی با فیگور مدل‌ها شناخته می‌شوند. برای من، امضایم همان جزئیات پنهان است. چیزهایی که شاید در نگاه اول دیده نشوند، ولی وقتی دیده شدند، تأثیرشان ماندگار است.

نظرتان درباره برندهای بزرگ جهانی مانند دیور، ورساچه یا حتی بیژن پاکزاد چیست؟ چرا آن‌ها جهانی شده‌اند؟

برندهای جهانی در زمانی ظهور کردند که فضا برای خلاقیت‌های خاص بازتر بود و رقابت کمتر. آن‌ها در زمانه‌ای شروع به کار کردند که یک سبک خاص می‌توانست مرزها را بشکند. بیژن پاکزاد مثلاً با طراحی‌هایی که فقط یک یا دو نسخه از آن‌ها وجود داشت، برندش را لوکس و خاص کرد. امروزه هم طراحان خوبی وجود دارند، اما زمانه عوض شده است و بازار اشباع‌تر است. امروزه برای درخشش، فقط خلاقیت کافی نیست؛ ساختار، پلتفرم و رسانه نیز باید همراه باشند.

چرا فکر می‌کنید در ایران، بعد از بیژن پاکزاد، برند جهانی جدیدی معرفی نشده است؟

چون خیلی وقت‌ها ما فکر می‌کنیم «جهانی شدن» فقط مخصوص دیگران است. از طرفی، فضای محدود داخل ایران برای معرفی و پرزنت حرفه‌ای طراحی‌ها اصلاً کافی نیست. حتی اگر کسی خلاق باشد، زیرساخت‌هایی مانند نمایشگاه‌های بین‌المللی، فشن‌ویک‌های رسمی و رسانه‌های بین‌المللی در اختیارش نیستند. نتیجه اینکه خیلی از استعدادها در همان مرحله بروز خاموش می‌شوند.

آینده شخصی خودتان را چطور تصور می‌کنید؟

من خودم تصمیم گرفته‌ام در زمینه لباس عروس باقی بمانم، چون به آن عشق می‌ورزم. دوست دارم این را جا بیندازم که لباس عروس فقط یک انتخاب نیست، یک خاطره است. می‌خواهم آن حس مشاوره و طراحی اختصاصی را به عروس‌ها منتقل کنم؛ اینکه این لباس برای تو طراحی شده، نه برای یک مانکن یا بازار. آرزو دارم هر عروسی که لباس من را می‌پوشد، حس خاص بودن و اعتماد به نفس را در تمام عمرش با آن خاطره حمل کند.

۰۰
نظرات (0)
.
برای استفاده از مطالب پُل+، داشتن «هدف غیرتجاری» و ذکر «منبع» کافیست. تمام حقوق اين وب‌سايت نیز برای شرکت پُل+ است.