
در جهان مدرن دیگر کمتر کسی را میتوانید پیدا کنید که به اینترنت دسترسی نداشته باشد. در واقع تعداد افرادی که از اینترنت استفاده میکنند روزبهروز در حال افزایش است؛ به همین علت نیز روش انجام بسیاری از کارها مانند خرید و مدیریت کسب و کار دستخوش تغییر و تحولاتی جدی شده و به سمت و سوی اینترنت سوق پیدا کرده است. یکی از همین تغییرات اساسی، خرید مردم و مقوله بازاریابی است. امروزه بازاریابی دیجیتال به عنوان یکی از ارکان اصلی هر کسب و کار آنلاینی، به مجموعه فعالیتهایی که به منظور تبلیغ محصولات و خدمات با استفاده از ابزارهای دیجیتالی صورت میگیرد، گفته میشود. در این مطلب قصد داریم صفر تا صد دیجیتال مارکتینگ را به شما آموزش بدهیم.
اصطلاح بازاریابی دیجیتال برای نخستین بار در دهه 90 میلادی مورد استفاده قرار گرفت. عصر دیجیتال نیز با ظهور اینترنت و توسعه پلتفرمی موسوم به پلتفرم وب 1.0 بود. این در واقع اولین نسخه از اینترنت بود که میتوانیم آن را آغازی بر تکامل وب جهانی بدانیم. این نسخه از وب تنها تجربه خواندن را برای کاربران فراهم میکرد؛ به گونهای که کاربران تنها میتوانستند اطلاعات صفحات وب را با استفاده از مرور وب، HTML، HTTP و فناوری URL دریافت و مشاهده کنند.
پلتفرم وب 1.0 به کاربران خود اجازه میداد اطلاعات مورد نظر را پیدا کنند، اما این امکان را به آنها نمیداد تا همه اطلاعات خود را در سطح اینترنت به اشتراک بگذرانند. تا آن دوران بسیاری از بازاریابان در سراسر جهان هنوز برای انتخاب پلتفرمهای دیجیتالی مردد بودند. این افراد مطمئن نبودند که استراتژیهای آنها مفید خواهد بود یا خیر. زیرا در آن دوران اینترنت به گستردگی امروز نبود.
در سال 1993 میلادی نخستین بنر قابل کلیک منتشر شد. این موضوع سرآغازی برای گذر بازاریابی به عصر دیجیتال بود. با توجه به این تغییر تدریجی، تکنولوژیهای نوین در سال 1994 وارد بازار دیجیتا شدند. سرویس یاهو نیز در سال 1994 تاسیس شد. سرویس یاهو در نخستین سال فعالیت خود چیزی نزدیک به یک میلیون بازدیدکننده داشت. همین مساله نیز منجر به تغییرات عمده فروشی در فضای دیجیتال مارکتینگ شد.
در سال 1996 میلادی بود که چندین موتور جستجو و ابزار دیجیتال مارکتینگ ظهور کردند که شامل:
در سال 1998 میلادی کمپانی گوگل تاسیس شد. مایکروسافت نیز موتور جستجو MSN را راهاندازی کرد و یاهو نیز سرویس جستجوی وب را به دنیا معرفی کرد. دو سال بعد، بسیاری از کمپانیهای ارائه دهنده موتور جستجو رها یا تعطیل شدند و میدان رقابت برای غولهای این صنعت باقی ماند.
در واقع میتوان گفت که دنیای دیجیتال مارکتینگ اولین پیشرفت خود را در سال 2006 مشاهده کرد؛ دقیقا زمانی که گزارش داده شد ترافیک موتورهای جستجو در یک ماه به حدود 4.6 میلیارد رسیده است. پس از گذشت مدتی وب ۲. ۰ آمد که باعث شد مردم فعالیت بیشتری در اینترنت داشته باشند. وب ۲. ۰ به کاربران اجازه میداد تا با سایر کاربران و مشاغل ارتباط برقرار کنند.
برای نمونه برچسبهایی مانند «اخبار بزرگ» در فضای وب منتشر شدند. در نتیجه، حجم اطلاعاتی که جریان یافت – از جمله کانالهای مورد استفاده بازاریابان دیجیتال – چندین برابر افزایش پیدا کرد و در سال ۲۰۰۴ میلادی در ایالات متحده فقط تبلیغات اینترنتی و تجارت حدود ۲. ۹ میلیارد دلار درآمد داشت.
طولی نکشید که شبکههای اجتماعی ظهور کردند. MySpace نخستین شبکه اجتماعی بود که وارد دنیا شد و کمی بعد از آن فیسبوک معرفی شد. در آن زمان بسیاری از شرکتها متوجه شدند که تمامی این وبسایت پاپآب جدید میتوانند برای تبلیغات آنها موثر باشند. به همین خاطر این شرکتها درهای خود را برای بازاریابی محصولات و برندهای باز کردند.
کوکی نقطه عطف دیگری در تاریخچه بازاریابی دیجیتال بود. در آن زمان تبلیغکنندگان شروع به جستجو روشهای دیگری برای استفاده از تکنولوژیهای نوین بودند. یکی از همین روشها نیز نظارت بر الگوهای کلی مرور و استفاده مکرر کاربران اینترنت به منظور تنظیم تبلیغات و بازاریابی مطابق با سلیقه آنها بود. نخستین کوکی برای ثبت عادات کاربران طراحی شد.

در دهه 2000 زمانی که اقتصاد بینالمللی از حال رکود خارج شد، بسیاری از وبسایتهای جدید به جهان معرفی شدند. برای نمونه لینکدین در سال 2002 به دنیا معرفی شد. مای اسپیس و وردپرس در سال 2003 و فیسبوک نیز در سال 2004 به وجود آمدند. البته لازم به توضیح است که در ابتدای دهه 2000 بازاریابی پیامهای متنی تلفن همراه همچنان رونق داشت.
دهه هشتاد را میتوانیم تاریخ تولید دیجیتال مارکتینگ در ایران بدانیم. در حقیقت پرشین بلاگ نخستین سایتی بود که مردم تبلیغات خود را در آنجا منتشر میکردند. این سایت از سال 1381 فعالیت خود را آغاز کرد. بعد از آن با رشد دنیای دیجیتال و افزایش کاربران سیستم عامل اندروید در سال 1389، دیجیتال مارکتینگ وارد فاز تصاعدی شد.
برای مثال برنامهای مثل بازار که توسط متخصصان ایرانی تولید شده استف زمینهساز رشد بیشتر استفاده از مجازی و شروع تبلیغات مجازی درون اپلیکیشنی بود. سپس با همهگیر شدن وایبر، واتساپ و اینستاگرام، مردم عادی نیز از فضای مجازی برای تبلیغات و دیجیتال مارکتینگ خود استفاده کردند.
منظور از بازاریابی دیجیتال چیست؟ همانطور که در ابتدای مقاله نیز اشاره کردیم، به تمامی فعالیتهایی که در راستای تبلیغ یک محصول یا خدمت و با استفاده از ابزارهای دیجیتالی انجام میشود، Digital marketing گفته میشود. دقیقا برخلاف بازاریابی سنتی، مشتریان در بازاریابی دیجیتالی بیشترین نقش را دارند. به همین خاطر نیز شرکتها به کمک ابزارهای مختلفی سعی در تحلیل رفتار مشتریان دارند تا تبلیغات خود را در زمانی مناسب و برای طیف وسیعی از کاربران منتشر کنند تا بتوانند بهترین بازخورد را دریافت کنند.

به طور کلی از جمله این ابزارها میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
به طور کلی برای بازاریابی دیجیتال تعاریف مختلفی در دنیا وجود دارد. با وجود اینکه اصل و اساس تمامی این تعاریف یکسان است، اما هر کدام از جنبهای خاص به این علم نگاه کردهاند. یکی از این تعاریف دیجیتال مارکتینگ را اینطور توصیف میکند: بازاریابی دیجیتال تمامی تلاش های مربوط به بازاریابی را در برمیگیرد که به کمک دستگاههای الکترونیکی و اینترنت انجام میشود. همچنین کسب و کارهای از طریق کانالهای دیجیتالی مثل موتورهای جستجو، شبکههای اجتماعی، ایمیل و سایر وبسایت به منظور برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه و بالفعل استفاده میکنند.
بازاریابی دیجیتال به معنای اقدامات بازایابی که شامل بازاریابی محتوایی، سئو، بازاریابی ایمیلی، بازاریابی شبکههای اجتماعی و موبایل است تا با استفاده از آنها بتوانیم استراتژیهای متنوعی را به منظور دسترسی به مشتریان بالقوه و بالفعل به منظور برقراری ارتباط موثر با آنها تدوین کنیم.
در این بخش به یکی دیگر از تعریف بازاریابی دیجیتال میپردازیم. دیجیتال مارکتینگ به هر نوعی از بازاریابی خدمات و محصولات اطلاق میشود که شانل دستگاههای الکترونیک شده و بر روی این دستگاهها پیادهسازی میشود. طبق این تعریف بازاریابی دیجیتال به هم به صورت آنلاین و هم به شکل آنلاین قابل اجرا است.
انواع و روش های تبلیغات بازاریابی دیجیتال میتوانند در هر چه بهتر دیده شدن کسب و کار شما مفید واقع شوند.
یکی از روش های دیجیتال مارکتینگ بهنیه سازی موتورهای جستجو یا سئو است. در واقع کل آنچه که در سئو و یا بهینهسازی موتورهای جستجو انجام میشود برای رتبهبندی بالاتر در صفحات نتایج موتورهای جستجو است. از سئو میتوان برای وبسایتها، وبلاگها و اینفوگرافیکها استفاده کرد.

از روشهای زیر میتوان برای سئو استفاده کرد:
بازاریابی محتوا به معنی تولیدو ترویج محتوا با هدف کسب اطلاعات در خصوص برند، افزایش ترافیک، و لید و همینطور هدایت مشتریان به سمت وبسایت میباشد. برای مثال استخدام نویسندگان محتوا و انتشار مقالات در وبلاگ باعث میشود بازدیدکنندگان فعلی سایت را به مشتریانی بالفعل تبدیل کنید.
از دیگر انواع بازاریابی محتوا میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
بازاریابی به کمک شبکه های اجتماعی باعث افزایش آگاهی از برند نزد مردم و همچنین ترویج محتوای شما در شبکههای اجتماعی میشود. شما با استفاده از این روش میتوانید بدون هیچ مشکلی ترافیک وبسایت خود و در نهیات لید را افزایش بدهید.

به طور کلی کانالهایی که میتوانید از آن برای بازاریابی شبکههای اجتماعی استفاده کنید، به شرح زیر هستند:
پرداخت به ازای هر کلیک یا همان PPC روشی به منظور هدایت ترافیک وبسایت در ازای مبلغی است که بابت هر کلیک بر روی تبلیغ شما پرداخت میشود. یکی از متداولترین روشها در این روش از بازاریابی دیجیتال، گوگل ادز است که به شما این فرصت را میدهد تا در صفحات ابتدای نتایج جستجو تبلیغ خود را قرار دهید و به این ترتیب هدایت به سمت وبسایت را به ازای هر کلیک پرداخت و هزینه را افزایش بدهید.

از جمله کانالهایی که میتوانید در ppc از آن استفاده کنید شامل:
افیلیت مارکتینگ را میتوان نوعی تبلیغات مبتنی بر عملکرد دانست که در آن برای فروش محصولات یا خدمات شخصی دیگری در وبسایت خود کمیسیون دریافت میکنید. برای نمونه میتوایند یک ویدیوی تبلیغاتی در یوتیوب قرار بدهید و از آن کسب درآمد کنید. همچنین میتوانید با اشتراکگذاری لینک افیلیت از حساب شبکههای اجتماعی یا وبسایت خود درآمدزایی داشته باشید.

یکی از انواع دیجیتال مارکتینگ، تبلیغات Native است. تبلیغات نیتیو به تبلیغاتی گفته میشود که در درجه اول با استفاده از محتوا هدایت شده و در کنار سایت مطالب غیرپرداختی در یک پلتفرم نمایش داده میشوند. به طور کلی کسب و کارها در هر قسمتی از وبسایت خود چنین تبلیغاتی را منتشر میکنند. معمولا نیز پلتفرمهایی برای این مدل تبلیغات اختصاص داده میشود.
اتوماسیون بازاریابی فروش به نرمافزاری میگویند که در خدمت خودکارسازی عملیات کلی بازاریابی شما است. اصولا بسیاری از بخشهای بازاریابی میتوانند کارهای تکراری را تا به امروز به صورت دستی انجام میدادند، خودکار کنند.
از جمله نکات مرتبط با اتوماسیون بازاریابی میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
بازاریابی درونگرا یا Inbound Marketing به روشی از بازاریابی گفته میشود که در آن مشتریان در هر مرحله از کار جذب میشوند. در واقع میتوان گفت که در این نوع بازاریابی مشتریان به صورت خودجوش به سمت شما جذب میشوند. شما میتوانید تمامی تاکتیکهای موجود در بازاریابی دیجیتال را در بازاریابی درونگرا پیادهسازی کنید.

از نمونههای بازاریابی درونگرا میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
شما با استفاده از محتوای حمایت شده یا همان رپورتاژ به عنوان یک برند به شرکت یا نهاد دیگری پول میدهید تا محتوایی را ایجاد و تبلیغ کند و در واقع به نوعی درباره برند یا کسب و کار شما صحبت کند. یکی از محبوبترین روشها در این زمینه اینفلوئنسر مارکتینگ است. به کمک این نوع محتوای حمایت شده در واقع برند از اینفلوئنسر درخواست میکند تا پستها و ویدیوهای مربوط به شرکت را در رسانههای اجتماعی به اشتراک بگذارد. دیگر روش متداول برای محتوای حمایت شده، رپورتاژ آگهی است. در این نوع از دیجیتال مارکتینگ، شما محتوایی را تهیه و در وبسایت پرمخاطب هدف منتشر میکنید؛ با این کار شما در حقیقت به شکل نامحسوسی از برند خود تبلیغ کردهاید.
بازاریابی موتورهای جستوجو (SEM) از روشهای دیجیتال مارکتینگ است. زمانی که سرنخ یا کلمه کلیدی مربوط به محصول یا کسب و کار شما در حال سرچ شدن است، این مساله میتواند فرصتی عالی برای اجرای این تکنیک باشد. دو مورد از محبوبترین سرویسهای SEM شامل Bing Ads و Google Ads هستند. این سرویسهای تبلیغات پولی وبسایت شما را در صدر تمامی نتایج نشان میدهند و یک فرصت عالی را برای دیده شدن فراهم میکنند.

به طور کلی تدوین، پیادهسازی و برنامه ریزی دیجیتال مارکتینگ مراحل مختلفی را در بر میگیرد و نیاز به رعایت نکات مهمی دارد. در واقع اطلاعات و تجزیه و تحلیلهای به دست آمده در زمان برنامهریزی میتواند تاثیر شگفتآوری بر فرایند پیادهسازی استراتژی داشته باشد.
از طرفی هر کسب و کاری نیازها و اهداف مخصوص به خود را دارد. به همین خاطر پیادهسازی تکنیکهای دیجیتال برای هر کسب و کاری متغیر است. اما به طور کلی بسیاری از کسب و کارها پروسهای مشابه را به منظور تدوین و اجرای استراتژی بازاریابی دیجیتال پیش میگیرند. در ادامه ضمن معرفی موردی این مراحل در ادامه ویژگیهای آنها را بررسی میکنیم.
این مراحل به اختصار شامل موارد زیر هستند:
به منظور طراحی یک مارکتینگ پلن مناسب یا همان نقشه راه دیجیتال مارکتینگ باید بدانید که جامعه هدف کسب و کار شما چه افرادی هستند. یک استراتژی بازاریابی دیجیتال زمانی شکل میگیرد که شما بدانید مخاطب بازاریابی شما دقیقا چه افرادی هستند. به این منظور باید تحقیق و مطالعه کرده و یا با مخاطبانتان مصاحبه کنید تا بتوانید مشتریان ایدهآل کسب و کار خود را تشخیص دهید. برای نمونه مشتریان شما ممکن است مردان جوان، والدین و یا بانوان میانسال باشند.
از طرفی اطلاعات موجود در صفحات شبکههای اجتماعی نیز به شما کمک میکنند که در این رابطه تصمیم بگیرید. برای نمونه اگر بیشتر پستهای اینستاگرام شما توسط خانمهای جوان لایک میشوند، میتوان گفت که این قشر جمعه هدف شما است.
برای تعیین مشتریان هدف میتوانید مشخصات کلی آنها را به روش زیر یادداشت کنید:
توصیه میکنیم بعضی از اطلاعات شخصیتر را هم درباره مشتریان هدف خود داشته باشید. برای مثال:

شما پیش از انجام هر کاری باید اهداف خود را برای بازاریابی تعیین کرده باشید. زیرا ممکن است هدف شما افزایش فروش، افزایش مشترکان و یا افزایش آگاهی در رابطه با برند و محصولات خود باشد. در صورتی که ندانید به چه چیزی میخواهید دسترسی داشته باشید، قطعا نمیتوانید استراتژی مناسبی برای دسترسی به آن طراحی کنید.
شما برای تعیین اهداف بازاریابی میتوانید از موارد زیر الهام بگیرید:
شاید این سوال برای شما مطرح شود که ویژگیهای یک هدف خوب بازاریابی دیجیتال چیست؟ هدف باید:
شبیه به هر فعالیتی در کسب و کارها برای دیجیتال مارکتینگ نیز باید بودجه تعیین شود. این بودجه بستگی به این دارد که شما از چه عناصری در بازاریابی دیجیتال خود استفاده میکنید. برای نمونه اگر هدف شما این است که بر روی سئو، تولید محتوا و همینطور شبکههای اجتماعی تمرکز کنید باید بگوییم که نیازی به صرف بودجه زیادی ندارید. زیرا به لطف بازاریابی درونگرا تمرکز اصلی بر روی ایجاد محتوای باکیفیت بالا خواهد بود که برای مخاطب هدف شما تولید میشود. این کار نیز تنها به سرمایهگذاری روی زمان نیاز دارد.
شما برای اینکه از بازاریابی دیجیتال بهترین نتیجه را بگیرید باید هم بر روی تبلیغات پولی و هم بر روی تبلیغات رایگان به یک اندازه متمرکز باشید و نوعی تعادل را میان این دو برقرار کنید. برای نمونه اگر وقت خود را صرف شناسایی پرسونای مخاطب کنید، میتوانید به خوبی نیازهای مخاطبان خود را شناسایی کرده و روی ایجاد محتوای آنلاین باکیفیت برای جذب و تبدیل آنها متمرکز شوید.
با این وجود اگر تبلیغات پولی بخشی از استراتژی دیجیتال شما باشد، نتایج ممکن است حتی سریعتر نیز خود را نشان دهند. پیشنهاد میشود که برای دستیابی به موفقیتی پایدار و طولانی مدت، بر روی سئو، محتوا و شبکههای اجتماعی بیشتر تمرکز کنید تا هزینه نسبتا کمتری صرف کنید. در صورت تردید، بهتر است هر دو را امتحان کنید و با رسیدن به اینکه کدام کانالها – پولی یا رایگان – بهترین عملکرد را برای برند شما دارند، فرایند بازاریابی خود را تکرار کنید.
یکی از مهمترین مولفههای بازاریابی دیجیتال، بازاریابی موبایلی است. در واقع استفاده از تلفنهای هوشمند به طور کلی زمان بسیاری زیادی از روز مردم را به خود اختصاص میدهند؛ این در شرایطی است که استفاده عموم مردم از لپتاپ و یا سایر شبکههای اجتماعی در نسخه وب بسیار پایین است. در صورتی که شرکت و سایت شما دارای اپلیکیشنی است که کاربران از طریق آن برای خرید اقدام میکنند، این اپلیکیشن زیر چتر بازاریابی دیجیتال قرار میگیرد.

به این منظور به نکات زیر توجه کنید:
دیجیتال مارکتینگ به معنی دسترسی به مخاطبان هدف با استفاده از محتوایی مشخص است. این امر بدون تحقیق کاربردی در خصوص کلمات کلیدی اتفاق نمیافتد. تحقیق کلمات کلیدی برای بهینهسازی وبسایت و محتوای شما برای سئو و کسب ازمینان از اینکه افراد میتوانند با استفاده از موتورهای جستحو کسب و کار شما را پیدا کنند، اهمیتی حیاتی دارد. همچنین این تحقیق و بررسی در شبکههای اجتماعی میتواند برای بازاریابی محصولات و خدمات شما در کانالهای مختلف اجتماعی مفید باشد.
شاید بعد از گذشت مدتی متوجه شدید که مخاطبان برای مثال دیگر به محتوای شما در اینستاگرام علاقهای ندارند اما آنچه را که در توییتر توییت میکنید، دوست دارند. قطعا این وضعیت میتواند یک فرصت برای شما باشد تا استراتژی خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام را تغییر بدهید. حتی این امکان وجود دارد که یکی از صفحات قدیمی وب سایت شما دیگر ترافیک سابق را نداشه باشد. در چنین شرایطی شما باید محتوای این صفحات را آپدیت کنید تا مخاطبان بیشتر به سراغ آن بیایند.
به طور کلی اجزای دیجیتال مارکتینگ میتواند بسیار متنوع باشد. به همین دلیل نیز کسب و کار شما باید با در نظر گرفتن هدف خود از ابزارهای مناسب استفاده کند. میتوان گفت که در زمینه اجزای بازاریابی دیجیتال، سئو مهمترین قسمت است. با سئو تلاش میکنیم تا سایت را برای معرفی به موتورهای جستجو بهنیه کنیم.
اگر میخواهید در دنیای دیجیتال پیشرفت کنید باید یک وبسایت خوب داشته باشید. وبسایت مناسب باعث اعتماد بیشتر مخاطبان به فعالیتهای کسب و کار شما میشود. به همین خاطر برای بالا بردن رنک یک وبسایت باید در صفحه اول جستجو قرار بگیرید. در حقیقت سئو باعث میشود سایت شما بهینه شده و خزندههای موتورهای جستجو بتوانند آن را به خوبی پیمایش کنند.
از دیگر اجزای مهم دیجیتال مارکتینگ میتوانیم به بازاریابی محتوا اشاره کنیم. در دنیای آنلاین محتوا در حقیقت بزرگترین سرمایه شما است که با استفاده از آن میتوانید مخاطبان را جذب یک محصول یا یک فعالیت کنید. امروزه بسیاری از سایتهای تخصصی بازاریابی سفارش تولید محتوا را میپذیرند و به واسطه آن محتوایی خوب و کاربرپسند را به شما ارائه میکنند. از طرفی محتوا میتواند ترافیک یک وبسایت را افزایش دهد و همین موضوع نیز عاملی برای جذب رضایت مشتریان است.

برای اینکه بازاریابی دیجیتالی شما به نتیجه قابل قبولی دست پیدا کند لازم است تا در شبکههای اجتماعی حضوری پررنگ داشته باشید. به همین دلیل توصیه میشود که محتوای خوبی برای این شبکهها ایجاد کنید و تبلیغاتی هدفمند داشته باشید. عموما شبکههای اجتماعی از ابزارهای مختلفی استفاده میکنند تا محتوای شما را به سایرین نشان دهند. به همین دلیل هم لازم است که به این ابزار دسترسی داشته باشید.
علاوه بر موارد عنوان شده در بالا لازم است تا این موضوع را نیز در نظر بگیرید که اجزای دیجیتال مارکتینگ می توانند متنوعتر از گزینههای شده در بالا باشند. برای نمونه بازاریابی ایمیل، بازاریابی آنلاین/ آفلاین، بازاریابی اتوماتیک و سایر موارد از دیگر اجزای مهم و کاربردی هستند که باید به آنها توجه داشته باشید.
دیجیتال مارکتینگ به شما کمک میکند با استفاده از روشهایی نوین به مخاطبان و مشتریان بیشتری دسترسی داشته باشید و کاربران خود را بهتر بشناسید و برای آنها برنامهریزی کنید. شما میتوانید به لطف روشهای متنوع بازاریابی دیجیتال، مشتریانی که به دنبال خرید یک محصول یا بهرهمندی از یک خدمت هستند را هدف قرار بدهید. در ضمن دیجیتال مارکتینگ بسیار مقرونبهصرفهتر، پربازدهتر و دقیقتر از روشهای بازاریابی سنتی است.
از جمله مزایای کلی دیجیتال مارکتینگ میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
در پاسخ به سوال “دیجیتال مارکتینگ چیست و چه کاربردی دارد؟” باید گفت که کاربردهای بازاریابی دیجیتالی برای هر کسب و کاری میتواند متفاوت و در عین حال کارایی خاص خود را داشته باشد؛ صرف نظر از این مطلب که بیزینس B2B ( کسب و کار به کسب و کار ) یا B2C ( کسب و کار به مشتری ) باشد. در واقع میتوان گفت که بازاریابی دیجیتال برای درک نیازهای مصرفکننده و ایجاد محتوای ارزشمند و مرتبط با آنها میتواند بسیار مفید باشد. در ادامه به شما میگوییم که برای هر یک از کسب و کارها بازاریابی دیجیتال چه کارکردی میتواند داشته باشد.
به طور کلی این نوع بازاریابی بر منطق محصول و ویژگیهای آن متمرکز است. به دلیل اینکه در این بازاریابی احساسات در تصمیم خرید نقشی ایفا نمیکنند، درک خریداران و چگونگی تصمیمگیری سازمانی آنها در تصمیم خرید ضروری است. به بیانی دیگر بازاریابی B2B اغلب در خصوص چگونگی استفاده کسب و کار از یک محصول است.
تصور کنید نرمافزاری کاربردی را میفروشید. برای فروش این محصول به مشاغل، باید روی این اصل کلیدی تمرکز داشته باشید که نرمافزار شما چطور میتواند در هزینه و زمان مشتریان احتمالی صرفهجویی کند. در نتیجه اگر شرکت شما B2B است، استراتژی بازاریابی دیجیتال شما باید مبتنی بر وبسایت و پشتیبانی از کانالهای دیجیتال با کمک سئو، باارزشترین سرنخها را برای فروشندگان خود جذب و تبدیل کند.

از دیگر روشهای بازاریابی دیجیتال برای این کسب و کارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
به طور کلی تصمیمی که مصرفکنندگان میگیرند در مقایسه با کسب و کارهایی که محصولی را از طریق بازاریابی B2B میخرند، اغلب بر پایه احساسات است. نکته جالب در خصوص بازاریابی B2C است که مصرفکنندگان انتظار دارند که برند به مزایای محصول اشاره کند تا همه چیز برای آنها مشخص شود. دقیقا بر خلاف بازاریابی B2B پروسه خرید کاربران بسیار کوتاهتر است.
برای کمپانیهای B2C این کانالها مفید هستند:
از مزایای این سیستم بازاریابی دیجیتال میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

به طور کلی شما باید شخصا اقدام به هدفگذاری برای بازاریابی دیجیتال کنید. در حقیقت باید بدانید که از انجام کار بازاریابی در فضای دیجیتالی چه قصد دارید و چه اهدافی را دنبال میکنید. سپس بر همین اساس باید یک پلن داشته باشید. اهداف بازاریابی دیجیتال به دو دسته جزئی و کلی تقسیم میشود.
اهداف جزئی به شرح زیر هستند:
هدف کلی بازاریابی دیجیتال برای بسیاری از شرکتها مشترک است. این اهداف شامل موارد زیر هستند:

دیجیتال مارکتینگ بازاریابی آنلاین است که میتواند برای هر کسب و کاری سودمند باشد. با افزایش مهاجرت کسب و کارها از فضای سنتی به دنیای بازاریابی مدرن، نیاز به بازاریابی دیجیتال روز به روز در حال افزایش است. در حال حاضر نیز بسیاری از مشتریان برای خرید از فضای آنلاین استفاده میکنند. قطعا در آینده هم بسیاری از کسب و کارهای سنتی به علت بازاریابی دیجیتال از چرخه رقابت خارج میشوند. به همین خاطر میتوان گفت که دیجیتال مارکتینگ مسیری نجاتبخش برای کسب و کار شما است. هر چقدر که سریعتر وارد این فضا شوید، پایههای کسب و کار شما نیز محکمتر خواهد بود.
بازاریابی دیجیتالی تبلیغاتی است که با استفاده از کانالهای دیجیتالی مانند شبکههای اجتماعی، برنامههای تفلن همراه، ایمیل، برنامههاب وب، وبسایتها یا موتورهای جستجو ارائه میشود.
تعاملیتر بودن ارتباطات دو سویه، امکان سنجش، استفاده از کانالهای متنوع انتشار محتوا، وایرال شدن و پایین بودن هزینهها از جمله تفاوتها و برتریهای دیجیتال مارکتینگ با بازاریابی سنتی است.
موتورهای جستجو، بازاریابی درونگرا، سئو، شبکههای اجتماعی، بازاریابی محتوا، PPC، بازاریابی موبایلی، ایمیل مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ از جمله این موارد هستند.
با توجه به افزایش روزافزون استفاده کاربران از شبکههای اجتماعی و فضای آنلاین، حضور در این فضا برای جلب توجه مردم ضروری است و شاید تنها راه برندهای بزرگ برای حضور در مرکز دید مشتریان باشد.