
نامه ای اول
عنوان پاکت:
"نامهای از یک زن خانهدار، به زن جوانی که فکر میکند موفق نشده…"
---
✨ متن نامه:
سلام عزیز دلم،
تو رو از دور میبینم.
همینطور که نشستی، موبایلت دستته، و داری خودتو با دنیا مقایسه میکنی…
با عددها، با لباسها، با سرعتها.
میدونم.
گاهی فکر میکنی جا موندی.
که شاید اگه زودتر فهمیده بودی چی میخوای، الان همهچی فرق میکرد.
گاهی به خونهی ساکتی که توش زندگی میکنی خیره میشی و میگی:
«من برای این ساخته نشده بودم…»
ولی بزار چیزی رو بهت بگم،
از دلِ سالهایی که صبحها رو با بوی چای شروع کردم و شبهامو با صدای نفس بچههام تموم.
من موفق شدم…
نه چون جایزه گرفتم، نه چون معروف شدم،
چون یاد گرفتم "آرام بودن"، خودش یه جور پیروزیه.
من موفقم،
چون بلدم با دستای خستهام، لباس کسی رو تمیز کنم که هنوز بلد نیست بگه «دوستت دارم».
چون یه خونه ساختم، نه فقط با آجر، با صبر.
و تو هم موفقی.
چون هنوز دنبال معنایی.
چون هنوز سوال داری، حس میکنی، فکر میکنی که کجای قصهای.
تو موفقی، چون هنوز «انسان» موندی، وسط این همه سرعت و سردی.
اگه روزی به خودت شک کردی،
بدون که یه جایی توی این دنیا، زنی هست که داره برات آروم آروم دعا میکنه.
نه چون تو باید چیزی بشی…
بلکه چون تو همین حالا هم کسی هستی.
با دل
از یک زن خانهدار.