
وقتی واژهی «سرطان» وارد زندگیام شد، چیزی فراتر از یک بیماری با من مواجه شد؛ ترس، ابهام، و از دست دادن کنترل. اما در دل همین بحران، نقطهی عطفی شکل گرفت؛ مسیری به سوی پذیرش، بازسازی ذهن، و ارتباط عمیقتر با خودم. این مسیر را با نوشتن دو کتاب طی کردم؛ یکی به زبان فارسی که اکنون به صورت کتاب صوتی نیز در دسترس است، “ هر آنچکه از زندگی مسالمت آمیز با سرطان آموختم “ و دیگری به زبان انگلیسی که در پلتفرم آمازون منتشر شده تحت عنوانLiving in harmony with my cancer در این کتابها نه تنها از تجربهی شخصیام گفتهام، بلکه تلاش کردهام نوری بتابانم بر راهی که شاید دیگران نیز در آن قدم گذاشتهاند. در کنار آن، از طریق شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، دربارهی اهمیت مایندفولنس، تغذیهی آگاهانه و سبک زندگی سالم صحبت میکنم؛ چرا که باور دارم درمان فقط در دارو و جراحی نیست، بلکه در زاویه نگاه ما به زندگی نهفته است.
یکی از مهمترین کارهایی که در طول سفر سرطانم انجام دادم، پوشیدن لبخند بود؛ لبخندی که هر روز نه تنها به خودم نیرو میداد، بلکه شعلهای از شادی و امید در دل دیگران روشن میکرد.
و همین لبخند، شاید سادهترین اما عمیقترین بخشِ درمان من بود .
هدفم ساده است: اگر حرفهایم بتواند حتی به یک نفر کمک کند تا امید را از نو بسازد، رسالت من انجام شده است.
مریم نجیب مردانلو