نامه هشتمنامه ای به شهر تهراننامهای به تهرانتهرانِ من، سلام.ای زادگاه پرتلاطم من، نوشتن برای تو همیشه دشوار است. تویی که آغوشت را بیمنت به روی ما گشودی و هیچوقت اعتراض نکردی. هر روز موج تازهای از آدمها به سمت تو آمد و تو با سخاوت، هر کداممان را در خود جا دادی. بعضی از ما در دل تو به دنیا آمدیم و بعضی دیگر با رؤیای پیشرفت قدم در دامان پررنجت گذاشتیم.امروز که برایت مینویسم، از همیشهی تاریخت خستهتری. گویی از هر سو دستی تو را میکشد بیآنکه کسی بفهمد در دلت چه میگذرد. نفست تنگ شده است… و ما هم. انگار آلودگی فقط روی ریه...
مطالب منتشر شده در سی و هفتمین شماره مجله پلزبان فارسی؛ از کوههای البرز تا کاخهای دهلیاگر زبانها را همچون رودخانههایی بدانیم که از کوهساران فرهنگ و تاریخ جاری میشوند، بیتردید زبان فارسی یکی از پرپیچوخمترین و پرجریانترین رودخانههای این منظومه است؛ زبانی که نهتنها در سرزمین مادریاش، بلکه در دل دهها ملت دیگر جاری شده و رد واژگان، نثر و شعرش را در زبانهای آنها برجای گذاشته. زبان فارسی، یکی از شاخههای زبانهای هندواروپایی، با قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال، سه دوره اصلی را پشت سر گذاشته است: فارسی باستان، فارسی میانه (پهلوی)، و فارسی نو. دوره فارسی نو، که از قرن سوم هجری آغاز می...
داستان کوتاهالاغتوی استادسرای دانشگاه بودم صبح که از خواب بیدار شدم از پنجره اتاق شماره ۲ نگاهی به بیرون کردم الاغی را دیدم که در باغ روبرو مشغول خوردن صبحانه است پنجره را که باز کردم سرش را بلند کرد انگار که متوجه باز شدن پنجره شد مثل يک عاشق و معشوق نگاه من و الاغ به هم گره خورد بدجور عاشقانه به من نگاه می کرد البته کمی تعجب و حيرت را هم در چهره اش می دیدم جوری که دهانش در حالت نیمه باز مانده بود شايد با خودش فکر می کرد این انسان ابله در روز جمعه آن هم در ماه رمضان در استاد سرای دانشگاه چه می کند کار و زند...